نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٤٢ - مصلحت هاي پنهان در احكام ديني
( يُوصِيكُمُ اللهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذِّكرِ مِثلُ حَظِّ الأُنثَييْنِ ) [١] كه حكم ميراث مرد و زن را بيان مي كند ، پيروي از آن جز اين نيست كه مؤمنان ، در هر مكان و زماني ، بايد مطابق اين دستور الهي عمل كنند .
قرآن كريم در احكام متفاوتي كه برخي عبادي ، برخي جزايي ، برخي اجتماعي – سياسي و برخي ديگر اخلاقي است ، از واژه ي ( كُتِبَ ) استفاده كرده و فرموده است :
- ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُم ) . [٢]
- ( يا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ القِصاصُ فِي القَتْلي . . . ) . [٣]
- ( كُتِبَ عَلَيْكُمُ القِتالُ وَ هُوَ كُرْهُ لَكُمْ ) . [٤]
- ( كُتِبَ عَلَيْكُم إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ المَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الأَقرَبينَ . . . ) . [٥]
اكنون ، پرسش جدي از نويسنده ي بسط تجربه نبوي اين است كه به چه دليل عقلي يا نقلي ميان احكام ياد شده تفكيك قايل شده است و در مورد نخست ( روزه ) مي گويد بايد در ظاهر و باطن پيرو حكم اسلام بود ، ولي در موارد ديگر ظاهر و شكل و ساختار آنها مقصود نيست و فقط روح و پيام آنها را بايد گرفت ؟ !
مصلحت هاي پنهان در احكام ديني
ممكن است گفته شود : احكام غير عبادي مربوط به حيات اجتماعي بشرند و غرض از آنها چيزي جز امنيّت و عدالت و ديگر مصالح اجتماعي نيست ، و چون مصالح و مفاسدْ علل احكام شرعي اند و احكام تابع ملاك خود هستند و در اين جا آنچه مهم و ملاك است ، همان غايات و نتايج اجتماعي اين احكام است و مصالح خفيّه اي در كار نيست ؛ لذا اگر اين غايات و نتايج از طريق ديگري هم حاصل شود ، مطلوب خواهد بود
[١] سوره ي نساء ( ٤ ) ، آيه ي ١١ .
[٢] سوره ي بقره ( ٢ ) ، آيه ي ١٨٣ .
[٣] سوره ي بقره ( ٢ ) ، آيه ي ١٧٨ .
[٤] سوره ي بقره ( ٢ ) ، آيه ي ٢١٦ .
[٥] سوره ي بقره ( ٢ ) ، آيه ي ١٨٠ .