نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٣ - فصل دوم وحي و تجربه ديني
٥ . وحي نبوّت و شريعت – آن گونه كه در قرآن كريم و احاديث اسلامي توصيف شده است – ويژگي هايي دارد كه بر تجربه ي ديني – بدان معنا كه در فلسفه ي دين و كلام – جديد مطرح است – منطبق نمي گردد :
الف ) وحي از بيرون وجود پيامبران بر آنان القا مي گردد ، در حالي كه تجربه ي ديني احساس يا ادراكي است كه از درون همه يا برخي از دين داران سرچشمه مي گيرد .
ب ) آنچه بر پيامبران وحي شده است مجموعه اي از احكام و معارف در موضوعات گوناگون است ، اما آنچه در تجربه ي ديني احساس يا ادراك مي شود حقيقتي بسيط ، كلي و اجمالي است .
ج ) همان گونه كه در آيات قرآن و روايات اسلامي تصريح و تأكيد شده است ، در وحي شريعت ، واسطه اي به نام ملك وحي ، معارف و احكام ديني را به پيامبران الهي تعليم مي دهد ، آيات ذيل بيانگر اين مطلب است :
( عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوي [٥] ذو مِرَّةٍ فَاسْتَوي ) ؛ [١] پيامبر صلّي الله عليه و آله را موجودي نيرومند ( جبرئيل ) آموزش داده است ؛ همان كس كه توانايي فوق العاده دارد ، او سلطه يافت .
( نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلي قَلبِكَ لِتَكُونَ مِنَ المُنْذِرِينَ ) ؛ [٢] روح الامين قرآن را بر قلب تو نازل كرد تا جهانيان را بيم دهي .
اما در تجربه ي ديني از وجود چنين واسطه اي سخن به ميان نيامده است و آنان كه وحي را به تجربه ي ديني تفسير كرده اند ، در تأويل آيات ياد شده و مانند آن به تمثيلي و اسطوره اي بودن زبان دين تمسك نموده و تعابير مزبور را استعاره اي و اسطوره اي انگاشته اند . چنان كه نويسنده ي بسط تجربه نبوي چنين راه حلي را برگزيده است . ولي ، اين نظريه با ظواهر و بلكه صريح آيات و روايات سازگاري ندارد و دليلي نيز آن را
[١] سوره ي نجم ( ٥٣ ) ، آيات ٥ - ٦ .
[٢] سوره ي شعراء ( ٢٦ )، آيه ي ١٩٣ .