نقد نظريه بسط تجربه نبوي - ربانی گلپایگانی، علی - الصفحة ١٢٦ - ديدگاه استاد مطهري
بردگي را لازم و ضروري ندانسته است .
آن گاه استاد ، به اسباب و علل گوناگون بردگي اشاره كرده و يادآور شده است كه اسلام تنها يكي از اسباب آن را تجويز كرده و آن مربوط به اسيران جنگي است .
آنچه در قرآن كريم در اين باره آمده بيش از اين نيست كه يا بر آنان منّت گذارده ، بدون هيچ قيد و شرطي آنها را آزاد سازيد و يا در برابر آزادسازي آنان از آنها فديه بگيريد ؛ مثلاً با اسيران مسلمان مبادله كنيد يا در برابر مبلغي پول و مانند آن ، آنها را آزاد سازيد :
( فَإِمّا مَنّا بَعْدُ وَ إِمّا فِداءً ) [١] يا بر آنان منت گذاريد ( و آزادشان سازيد ) يا ( در برابر آزادي ) از آنان فديه ( غرامت ) بگيريد .
ايشان سپس يادآور شده است كه در احاديث اسلامي دو حكم ديگر نيز به آن افزوده شده است : يكي اين كه اگر زنده ماندن كسي براي اسلام و مسلمين خطرناك باشد او را بكشيد ، و ديگر اين كه او را برده بگيريد ؛ بنابراين ، در شريعت اسلامي درباره ي اسيران جنگي چهار دستور ( به صورت مانعة الخلو ) صادر شده و اختيار در اين باره به وليّ مسلمين سپرده شده است كه از ميان آنها هر يك را كه مصلحت مي داند اجرا نمايد .
بنابراين ، مسئله ي بردگي ( استرقاق ) در قرآن مطرح نشده ، بلكه در سنّت آمده است ؛ و اين نشان دهنده ي اين است كه بردگي امري درجه دوّم است ، نه درجه اول ؛ [٢] و در سنّت نيز به عنوان يك حكم تخييري است نه يك حكم قطعي ؛ لذا ممكن است وليّ امر مسلمين هيچ گاه برده گيري اسيران را مصلحت نداند و چنين مسئله اي به مرحله ي عمل نرسد .
استاد ، در پايان ، بحث ديگري را مطرح كرده است و آن اين كه « آيا حكم برده گيري
[١] سوره ي محمّد ( ٤٧ ) ، آيه ي ٤ .
[٢] اين نكته كه هر گاه حكمي در قرآن نيايد ، بلكه در سنّت بيان شود دليل بر نازل تر بودن شأن آن در شريعت اسلامي است ، قابل مناقشه است و دليلي نيز بر آن اقامه نشده است .