انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٢٣ - باب دهم انسان كامل محل مشيه الله است
هيچ انديشه نبايد كردن و چنين پندارد كه از جايى اندر دل وى همى افكنند , بلكه حق خود اين بود و اين كس بايد كه اصل تعليم مردمى از وى بود و اين عجب نبايد داشتن كه :
شيخ در هيجده نوزده سالگى ديگرى چون خويش در علوم نديد
ما كس ديديم كه او را اين منزلت نبود و چيزها به انديشه و به رنج آموختى و ليكن به قوت حدس از رنج بسيار مستغنى بود و حدس وى در بيشتر چيزها موافق آن بودى كه اندر كتابها است پس ورا به بسيار خواندن كتابها رنج نبايستى برد و اين كس را به هيجده سالگى يا نوزده سالگى علوم حكمت از منطق و طبيعيات و الهيات و هندسه و حساب و هيأت و موسيقى و علم طب و بسيار علمهاى غامض , معقول شد چنانكه ديگرى چون خويشتن نديد پس از آن سپس سالها بماند و چيزى بيشتر نيفزود بر آن حال اول , و دانند كه هر يكى از اين علمها سالها خواهد به آموختن .
اما نفس قدسى نفس ناطقه پيغامبران بزرگ بود كه به حدس و پيوند عالم فرشتگان بى معلم و بى كتاب معقولات بداند و به تخيل به حال بيدارى به حال عالم غيب اندر رسد و وحى پذيرد و وحى