انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٠٠ - باب هشتم انسان كامل شجره وجود و كمال است
بر آن اعتراض نموده و طعنها وارد كرده باشند چنانكه نظائر آن بسيار است و ورود در تفصيل موجب تطويل و خروج از موضوع رساله مى شود .
اسماى حسنى كه خارج از حد احصايند , تعينات شئون الهى و خصوصيات نسب علميه و صور عينيه او هستند كه عين , ظاهر او سبحانه و شأن , باطن او تعالى شأنه است چه اينكه حق به حسب عين أحدى , و به حسب اسماء كثير است و كون در لسان صدق اين فريق جمع بين آن دو است و انسان كامل كه جامع آثار كل اسماء است كون جامع است كه مرآه جامعه بين صفات قدم و حدثان يعنى برزخ بين وجوب و امكان است .
تجلى حق متحقق به كمال ذاتى , متوقف بر ظهور است هر چند به حسب ذاتش منزه از استكمال به مصالح و اغراض و غنى از عالمين است . و مظهر اتم آن , مربوب اسم شريف الله است كه قبله و قدره جميع اسماء و غايت حركت وجودى و ايجادى و كمال عالم كونى طبيعى و مقصد نهائى قوافل نشأه عنصرى , اعنى انسان كامل است كه آخر مظاهر است و از اينجا غرض و سر ياد شده حاصل گردد , فافهم .
فيض الهى منقسم به اقدس و مقدس است و مقدس مترتب بر اقدس است , كه اقدس عبارت از تجلى حبى ذاتى موجب وجود اشياء و استعدادات آنها در حضرت علميه است چنانكه خود فرمود : ([ كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف ]) و فيض مقدس عبارت از