انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٤ - باب ششم انسان كامل حجه الله است
غذاء با همه اختلاف انواع و ضروب آن , مظهر صفت بقاء و از سدنه اسم قيوم و با مغتذى مسانخ است و تغذى حب دوام ظهور اسم ظاهر و احكام آن است .
حقائق علميه صور فعليه اند كه به كمال رسيده اند و حركت در آنها راه ندارد وگرنه بايد بالقوه باشند و لازم آيد كه هيچ صورت علميه اى متحقق نباشد و به فعليت نرسيده باشد پس علم و وعاى علم مجرد و منزه از ماده و احكام آنند .
و چون انسان ثابت سيال است , هم براهين تجرد نفس در وى بر قوت خود باقى است , و هم ادله حركت جوهر طبيعت صورت جسمانيه .
نتيجه بحث اين كه : علم و عمل عرض نيستند بلكه دو گوهر انسان سازند و نفس انسانى به پذيرفتن علم و عمل توسع و اشتداد وجودى پيدا مى كند و گوهرى نورانى مى گردد . علم سازنده و مشخص روح انسانى , و عمل سازنده و مشخص بدن انسانى , در نشأت أخروى است . و انسان را بدنهاى در طول هم به وفق نشئات است و تفاوت ابدان به نقص و كمال است .
و چون روح انسان بر اثر ارتقاء و اشتداد وجودى نورى , از سنخ ملكوت و عالم قدرت و سطوت مى گردد , هرگاه طبيعتش را مسخر خود كند و بر آن غالب آيد , احكام عقول قادسه و اوصاف اسماى صقع ربوبى بر وى ظاهر مى گردند تا به حدى كه وعاى وجودش , وعاى وجود مجردات قاهره و بسائط نوريه دائمه گردد و