اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٨ - ٣- نظريه علامه طباطبايى رحمه الله
عرضى است كه بدون واسطه، بر معروض حمل شود. به عبارت ديگر: عرض ذاتى عرضى است كه معروضْ ذاتاً اقتضاى آن را داشته باشد و بين عرض و معروض هيچ واسطهاى در كار نباشد. ايشان در آخر كلام خود مىفرمايد: اين مطلب مربوط به علوم برهانى است، ولى در علوم اعتبارى- مثل فقه و اصول و ...- اين معنا محقق نيست، چون برهان، قياسى است كه منتج يقين است و عنوان برهان، در صورتى تحقّق دارد و نتيجه مىدهد كه شرايط زير را دارا باشد: ١- ضرورى در صدق باشد، هرچند جهت آن از نظر منطقى، امكان باشد، مثلًا وقتى گفته مىشود: «الإنسان بالفعل موجود» در اين قضيّه «موجود» براى «انسان» ضرورت ندارد و انسان در رابطه با وجود، «ممكن» است، يعنى نسبت او به وجود و عدم مساوى است ولى در عين حال، قضيّه فوق «ضرورى الصدق» است، يعنى الآن در خارج، لباس وجود پوشيده و افراد زيادى از انسان به وجود اتصاف دارند. ٢- از نظر زمان، دائمه در صدق باشد، يعنى اينطور نباشد كه زمان در آن تغيير ايجاد كند و گاهى باشد و گاهى نباشد. ٣- از نظر حالات هم بايد كلّيت داشته باشد و اينگونه نباشد كه در حالى به اين محمول اتصاف داشته و در حالى اتصاف نداشته باشد. ٤- مقدمات برهان بايد بهگونهاى باشند كه محمول براى موضوع، عرض ذاتى باشد. يعنى با وضع موضوع، محمول نيز وضع شده و با رفع آن، محمول نيز رفع شود.
و اگر با رفع يكى، ديگرى وجود داشته باشد منتج يقين نخواهد بود. [١]
[١]- الحكمة المتعالية، ج ١، ص ٣٠- ٣٣، حاشيه علّامه طباطبائى رحمه الله همراه با «الحكمة المتعالية» به طبع رسيده است.