اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٠ - صُوَر عرض
براى عرض، هشت صورت ذكر كردهاند كه از نظر مشهور، بعضى از آنها بدون اشكال «عرض ذاتى» و بعضى بدون اشكال «عرض غريب» و بعضى از موارد هم مورد ترديد است. صورت اوّل (عروض بدون واسطه): عرضى است كه در عروضش بر معروض، به هيچ واسطهاى نياز نداشته باشد يعنى در حمل آن بر معروض، از علت آن سؤال نمىشود، زيرا عروض آن تقريباً بديهى است و چهبسا جزء لوازمِ ماهيتِ معروض است، مثل: «الأربعة زوج» كه عنوان زوجيت، خارج از ماهيت اربعه است، چون جنس يا نوع يا فصل براى اربعه نيست بلكه عرضى است كه در عروضش نسبت به أربعه، واسطه و علتى در كار نيست. اشكال: علت عروض زوجيت بر اربعه اين است كه اربعه، به متساويين تقسيم مىشود، پس در اينجا نيز علت وجود دارد. پاسخ: انقسام به متساويين همان معناى زوجيّت است، بههمينجهت مىتوان بهجاى «زوجٌ» كلمه «منقسمةٌ بمتساويين» را قرار داد و عروض «منقسمةٌ بمتساويين» بر «اربعه» نيازى به علت ندارد بلكه لازم ماهيت اربعه است. درعينحال، جزء ماهيت اربعه نيست، چون ساير اعداد زوج نيز منقسم بمتساويين مىباشند. صورت دوّم و سوّم (عروض با واسطه داخلى اعم و مساوى): مراد از واسطه داخلى، واسطهاى است كه جزء ماهيت معروض است و با توجّه به اين كه هيچ ماهيتى بيش از دو جزء ندارد، پس اين جزء ماهيت، يا جنس است كه از آن به «جزء اعم» تعبير مىكنند و يا فصل است كه از آن به «جزء مساوى» تعبير مىكنند. [١] مثلًا در جمله «الإنسان ماشٍ» اگر از علت عروض «ماشٍ» بر «الإنسان» سؤال شود، گفته مىشود:
لأنّه حيوان. پس در اينجا علت عروض «ماشٍ» بر «الإنسان» واسطه داخلى
[١]- جزء ماهيت نمىتواند اخصّ باشد چون معناى اخصّ بودنِ جزء ماهيت، اين است كه ماهيتْ بدون آن جزء هم امكانپذير باشد و در اين صورت آن جزء نمىتواند به عنوان جزء ماهيت مطرح باشد.