اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٧٦
ولى اگر استعمالات شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله را درنظر بگيريم و بخواهيم بگوييم:
كثرت استعمال شخص ايشان به حدّى رسيد كه ديگر در افاده اين معانى، نيازى به قرينه نبود، ادعاى چنين چيزى مشكل است. نكته جالب اين است كه آنچه گفتيم، در كلام مرحوم آخوند نيز مورد اشاره قرار گرفته است. ايشان مىفرمايد: كثرت استعمال، در مجموعه مسلمانان به حدّى رسيده است كه بدون نياز به قرينه بر معنا دلالت كند ولى در خصوص لسان شارع نمىتوان اين كثرت استعمال را پذيرفت. [١] اين حرف، صحيح است ولى نكتهاى كه در اينجا لازم است ملاحظه شود اين است كه آيا ثمره عملى بر چه چيز مترتّب است؟ آنچه موجب مىشود «صلّ عند رؤية الهلال» را بر معناى مستحدث حمل كنيم، آيا كثرت استعمال در لسان رسول خدا صلى الله عليه و آله به تنهايى چنين نقشى دارد يا اينكه اگر كثرت استعمال در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به اين حدّ نرسيده بود ولى در مجموعه جامعه اسلامى- اعم از رهبر و مردم- اين كثرت، به حدّ وضع تعيّنى رسيده بود همين كفايت مىكند كه ما «صلّ عند رؤية الهلال» در لسان رسول خدا صلى الله عليه و آله را بر معناى جديد حمل كنيم؟ ظاهر اين است كه همين مقدار كفايت مىكند و لازم نيست كثرت استعمال در لسان خصوص رهبر، به حدّ وضع تعيّنى برسد. مثال: كلمه بسيجى در فرهنگ انقلاب ما داراى معناى خاصّى است كه در لغت به اين معنا نيست. آيا اين كلمه در لسان حضرت امام خمينى «دام ظلّه» چند بار استعمال شده است كه به حدّ وضع تعيّنى رسيده است؟ شايد ايشان بيش از ٥٠ بار استعمال نكرده باشد. ولى استعمال ايشان، ملاك نيست. الآن نزد مردم انقلابى ايران، اين كلمه بسيجى- روى كثرت استعمال- به حدّى رسيده است كه وقتى اطلاق شود، معناى جديد از آن فهميده مىشود. و كسى احتمال نمىدهد كه از آن، معناى لغوى اراده شود
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٣ و ٣٤