اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٠ - جهت اوّل اصالة عدم النقل چه اصلى است؟
آيا اصالة عدم النقل، يك استصحاب عقلائى است؟ يعنى نقل نيز مثل حوادث ديگر است. اگر در حدوث و عدم حدوث حادثه ديگرى شك كنيم، اصالة عدم الحدوث (استصحاب عدم الحدوث) را- شرعاً- جارى مىكنيم. آيا عقلاء در باب نقل نيز اين استصحاب را جارى مىكنند؟ جريان استصحاب، مبتنى بر اين است كه بگوييم: استصحاب، نزد عقلاء حجّيت دارد و يا لااقل در امورى كه مسبوق به عدم است، عقلاء استصحاب را حجّت مىدانند.
بنابراين، در زمانى نقل تحقّق نداشته و الآن شك مىكنيم آيا نقل، حادث شده يا نه؟
حالت سابق آن را- كه عدم نقل است- استصحاب مىكنيم. ظاهر اين است كه عقلاء، استصحاب را- بما هو استصحاب- حجّت نمىدانند، اگرچه بعضى خواستهاند در باب استصحاب به بناء عقلاء تمسّك كنند ولى واقع اين است كه عقلاء چنين بنائى ندارند كه در موردى كه حالت سابقه يقينى داشته و فعلًا مشكوك است، بنا را بر حالت سابقه بگذارند و اگر مشاهده مىشود در مواردى- به حسب ظاهر- به استصحاب تمسك كردهاند، اين در واقع، استصحاب نيست بلكه به خاطر اطمينان به بقاست. وقتى ما از منزل خارج مىشويم، برگشتن ما بهطرف منزل، به جهت اطمينان به بقاى منزل است نه به جهت اينكه ما در موقع خروج، يقين به بقاء منزل داشته و الآن شك در بقاء داريم و يك اصل عقلائى به نام بناگذارى بر حالت سابقه مطرح باشد.
بنابراين، نمىتوان اصالة عدم النقل را به عنوان يك استصحاب عقلائى مطرح كرد. [١] پس آيا ملاك اين اصل، نزد عقلاء چيست؟ ممكن است عقلاء ملاحظه كردهاند كه در موارد شك در نقل، اگر بنا بر عدم نقل گذاشته نشود، غرضِ وضع از بين خواهد رفت، زيرا هدف واضع از وضع الفاظ، سهولت تفهيم و تفهّم است و اگر در موارد شك در نقل، نتوانيم بنا را بر عدم نقل بگذاريم، تمام استعمالاتى كه توأم با احتمال نقل است داراى اجمال شده و نمىتوان مراد متكلّم
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ١٣٢ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٦١ و ٦٢