اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٥ - ٢- نظريه سكّاكى
بررسى نظريه سكّاكى كلام سكّاكى داراى دو اشكال است كه ما ناچاريم براى دفع اشكال، كلام ايشان را توجيه كنيم اگرچه توجيه اوّل، خلاف ظاهر است. اشكال اوّل: شما وقتى لفظ «اسد» را در «زيدِ شجاع» استعمال مىكنيد و يا حتّى «زيد» را ذكر نمىكنيد و مىگوييد «أسَدٌ عَلَىَّ و في الحروبِ نعامةٌ»، كلمه «اسد» اسم جنس است و براى معنايى كلّى وضع شده است كه بر تمام مصاديق اسد قابل انطباق است. در اين صورت، اگر لفظ «اسد» را حتّى در مورد «اسد خاص» استعمال كنيم اين استعمال، استعمال در غير ماوضعله خواهد بود زيرا اسد براى اسد خاص وضع نشده است. همانطور كه اگر «انسان» را در مورد «زيد» استعمال كنيم بهگونهاى كه لفظ «انسان» بر معناى خاص دلالت كند، چنين استعمالى، استعمال در غير ماوضعله خواهد بود، زيرا «انسان» براى معناى كلّى وضع شده است. بههمينجهت گفتيم: حمل در قضيّه «زيدٌ إنسانٌ» با قضيّه «الإنسان حيوان ناطق» فرق مىكند، چون «انسان» و «حيوان ناطق» داراى ماهيت واحدى هستند اگرچه از نظر مفهوم، مغايرت داشته باشند ولى در «زيدٌ إنسانٌ» حملش حمل شايع صناعى است و در حمل شايع صناعى اتّحاد در ماهيت مطرح نيست بلكه اتّحاد در وجود مطرح است و «زيدٌ إنسانٌ» يعنى «زيدٌ مصداقٌ من مفهوم الإنسان». بنابراين، استعمال لفظ «انسان»، در خصوص «زيد»، استعمال در غير ماوضعله است، زيرا «انسان» براى «زيد» وضع نشده است. وقتى كلّى با مصداق حقيقى خودش يك چنين حسابى داشته باشد، استعمال «اسد»- كه بر معناى كلّى وضع شده است- در خصوص يك «رجل شجاع»- كه فرد ادّعايى است نه حقيقى- به طريق اولى داراى اشكال خواهد بود، زيرا معناى «اسد» يك معناى كلّى است و خصوصيت و فرديّت در آن مطرح نيست. در حالى كه ظاهر كلام سكّاكى اين است كه «اسد» در «خصوص رجل شجاع»