اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٣ - تذييل بحث معانى حرفيه
در پايان بحث معانى حرفيه، تذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه اگرچه ما- به تبعيت از مرحوم محقّق اصفهانى- با زحمت توانستيم واقعيتى براى معانى حرفيه درست كنيم؛ اين واقعيت، هرچند به خاطر غير مستقل بودن و جنبه اضافى و ربطى داشتن و وابسته به طرفين بودن داراى ضعف بود ولى يك چيز اين ضعف را جبران مىكرد و آن اين بود كه متكلّم، وقتى در مقام افهام و بيان مقاصد ديگر قرار مىگيرد، نوعاً غرض او فهماندن همين معانىِ حرفيه است، يعنى معانى حرفيه- در مقام افاده- داراى استقلالند و متكلّم اصلًا مىآيد كه اينها را بيان كند. و خلاصه اينكه معانى حرفيه، در مقام واقعيتْ محتاج به طرفين بوده و در مقام تفهيم و تفهّم، در رأس همه قرار مىگيرد. در قضاياى حمليّه خبريه، اگرچه ما گفتيم: «نسبت وجود ندارد»، ولى بهجاى نسبت، مسأله «هوهويت» را مطرح كرديم و «هوهويت» يك معناى حرفى و غير مستقل است، زيرا «هوهويت»، به موضوع و محمول نياز دارد، و هدف از تشكيل قضيّه حمليّه خبريه، بيان «هوهويت» و «اتحاد» بين همين موضوع و محمول است.
«هوهويت»، هم داراى واقعيت است و هم معناى حرفى است و نمىتوان براى آن واقعيتى مستقل و غير محتاج به طرفين درست كرد. در جملههاى خبريه و قضاياى حمليّه- كه در بيشتر موارد مقاصد متكلّم با همينگونه جملهها افهام مىشود- نقطه اصلى در قضيّه، عبارت از تفهيم معناى حرفى (هوهويت) است. و هريك از موضوع و محمول اگر جداى از جمله و جداى از يكديگر درنظر گرفته شوند، تفهيم در مورد آنها مطرح نيست. آنچه مخاطب نمىداند و شما مىخواهيد او را مطّلع كنيد، افاده هوهويت بين موضوع و محمول است. همين هوهويتى كه واقعيتش محتاج به موضوع و محمول است ولى در كلام- به عنوان غرض افاده- در رأس قضيّه قرار مىگيرد. در قضيّه «زيد في الدار» نيز- اگر «كائن» در تقدير بگيريم- همان «هوهويت» مطرح است و اگر كسى اين را نپذيرفت و گفت: «زيد في الدار» به معناى «زيد كائن في الدار» نيست، مىگوييم: در اين جمله چه چيزى را مىخواهيد در اختيار مخاطب قرار