اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١١ - ٤- نظريه آيت اللَّه بروجردى رحمه الله
«عرض منطقى» به حساب مىآمد، زيرا «جسميت» چيزى نيست كه در ذاتِ «موجوديت» نهفته باشد، براى اين كه ما موجوداتى داريم كه اصلًا جسم نيستند، مثل موجودات مجرّد و در رأس همه آنان خداوند متعال مىباشد، كه موجود است ولى جسم نيست. در علم نحو نيز همان گونه كه «مرفوعيت»، خارج از ماهيتِ «فاعل» است، «فاعليت» نيز خارج از ماهيتِ «مرفوع» است زيرا مرفوعات زيادى داريم كه فاعل نيستند. مقدّمه سوّم: ضابطه و ملاك در تشكيل مسئله اين است كه «اخص» را به عنوان «موضوع» و «اعم» را به عنوان «محمول» قرار مىدهند. مثلًا با توجّه به اين كه فاعل، اخص از مرفوعيت است مىگويند: «الفاعل مرفوع». به بيان ديگر: آنچه براى مخاطب، معلوم و مشخص است، به عنوان موضوع، و آنچه براى او نامعلوم است، به عنوان محمول قرار مىگيرد. مثلًا وقتى «زيد» براى مخاطب معلوم باشد و «آمدن او از سفر» معلوم نباشد مىگوييم: «زيد جاء من السفر» و اگر مخاطب بداند شخصى از سفر آمده ولى نداند كه آن شخص زيد است مىگوييم: «الذي جاء من السفر زيدٌ». مرحوم بروجردى با اين سه مقدّمه مىخواهد اثبات كند كه مراد از «موضوعات»، در عبارت مشهور كه مىگويند: «تمايز علوم به تمايز موضوعات است» همان «جامع بين محمولات» مىباشد. ولى با توجّه به استبعادى كه اين ادّعا دارد، مطلب زير را به عنوان تأييد مدّعاى خود بيان مىفرمايد: در فلسفه مشاهده مىكنيم موضوعاتِ مسائل، مختلف است ولى محمول در همه مسائل، عنوان «موجود» مىباشد، در عين حال، فلاسفه مىگويند: موضوع علم فلسفه، وجود است. از اينجا معلوم مىشود كه مراد از «موضوع علم»، همان «جامع بين محمولات» است. و اگر مقصود از موضوع علم، جامع بين موضوعات مسائل باشد، نبايد «وجود» را به عنوان «موضوع علم فلسفه» مطرح كنند. زيرا وجود، جامع بين موضوعات مسائل نيست بلكه با توجّه به اينكه محمولاتِ همه مسائل، عبارت از