اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٤ - ٣- نظريه امام خمينى «دام ظلّه»
در نتيجه، تمايز علوم و همينطور جهت جامع بين مسائل هر علم- كه از آن به وحدت علم تعبير مىكنيم- در رابطه با سنخيت ذاتى است، كه بين مسائل هر علمى وجود دارد و بين آن مسائل و مسائل علم ديگر وجود ندارد. [١] در اينجا ممكن است كسى بر امام خمينى «دام ظلّه» اشكال كرده بگويد: در هر علمى ما يك دسته «مسائل» داريم كه مركب از موضوعات و محمولات است و يك «غرض» داريم كه مترتب بر مجموعه اين مسائل است كه از آن به «غرض علم» تعبير مىكنيم. بنابراين در هر علمى غير از اين سه عنوان «موضوع، محمول، غرض» چيز ديگرى نداريم و شما كه ادعا مىكنيد بين مسائل علم، سنخيت وجود دارد آيا اين سنخيت در رابطه با چيست؟ اگر بفرمائيد: «سنخيت در رابطه با موضوعات مسائل است»، يعنى مثلًا در دو مسئله «الفاعل مرفوع» و «المفعول منصوب» بين «الفاعل» و «المفعول» سنخيتى وجود دارد كه هر دو كلمهاند، يعنى هر دوى آنها، لفظ مستعمل عربى مىباشند و قدر جامع دارند. در اين صورت، بايد همانند مشهور، تمايز علوم را به تمايز موضوعات بدانيد. و اگر بفرماييد: «سنخيت، در رابطه با محمولات مسائل است»، يعنى بين مرفوعيت و منصوبيت، سنخيتى وجود دارد، در اين صورت بايد تمايز علوم را به تمايز محمولات- خود محمولات يا قدر جامع بين آنها- بدانيد. و اگر بفرماييد: «سنخيت، در رابطه با غرض است»، يعنى دو مسأله «الفاعل مرفوع» و «المفعول منصوب» در غرض علم نحو با يكديگر مشتركند و هر دوى آنها «صون اللسان عن الخطأ في المقال» را تأمين مىكنند. در اين صورت بايد- همانند مرحوم آخوند- تمايز علوم را به تمايز اغراض بدانيد. و ما تصوّر نمىكنيم صورت چهارمى نيز وجود داشته باشد. ما از طرف استاد بزرگوار (حضرت امام خمينى «دام ظلّه») در پاسخ اين اشكال
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٤٣- ٤٥ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٩ و ١٠.