اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٤ - دليل اوّل مشهور عقيده دارند «موضوع علم بايد واحد باشد»
هم مؤثر نيست، بلكه علم به «كلّ فاعل مرفوع» و تقيّد به رعايت آن در حين گفتار، مؤثر است، بنابراين حتّى خود مسائل علم هم مؤثر نيست تا چه رسد به اينكه قدر جامع بين موضوعات مسائل، مؤثر باشد. خلاصه اينكه ما معناى حرف شما را نمىفهميم، شما از راه علت و معلول پيش آمديد درحالىكه «كل فاعل مرفوع» انسان را به جايى نمىرساند. «كلّ فاعل مرفوع»، جامعى پيدا كرد به نام «كلمه و كلام» و شما بايد بگوييد: «كلمه و كلام»، مؤثر در «صون اللسان عن الخطأ في المقال» است. آيا مىتوان چنين گفت؟ آيا در اين صورت، جامع به عنوان علت واحد و غرض هم به عنوان معلول، مطرح خواهد بود؟ پس اين حرف درست نيست. اشكال چهارم بر دليل اوّل مشهور: برفرض كه از اشكالات قبل صرفنظر كنيم، اشكال ديگرى مطرح است، زيرا شما فرموديد: «بين غرض هر علم و مسائل آن علم، ارتباط وجود دارد». از شما سؤال كرديم: علم چيست؟ جواب داديد: «مجموع مسائل است». در نتيجه، بين مسائل و غرض، ارتباط وجود دارد. سپس گفتيد، «مسائل، مركّب از سه چيز است: موضوع و محمول و نسبت». پس از آن، محمول را به عنوان تأخّر رتبى و نسبت را به جهت حرفى بودن معنايش و تأخّر از موضوع و محمول، كنار زديد و جامع بين موضوعات مسائل را مطرح كرديد. ما سؤال مىكنيم: قوام قضيه حمليّه به چيست؟ شما وقتى خبر مىدهيد: «زيد جاء من السفر» يا مىگوييد: «زيد عالم»، چه چيز را مىخواهيد به مخاطب، تفهيم كنيد؟ آيا غير از مسأله ارتباط بين موضوع و محمول است؟ آيا در قضيّه حمليّه، بر چيزى غير از نسبت، تكيه شده است؟ معناى «زيدٌ عالمٌ»- در مقام اخبار- اين است: إنّى أُخْبِرُكَ بعالميّةِ زيدٍ. محور اصلى هر علمى، چيزى غير از نسبت نمىباشد. در قضيه «الفاعل مرفوع»