اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٩ - دليل اوّل مشهور عقيده دارند «موضوع علم بايد واحد باشد»
مجموع آن را به عنوان «شىء واحد» در درمان يك بيمارى مؤثر بداند. عنوان «أهل البيت» در آيه تطهير نيز از واحدهاى عنوانى است، زيرا بيت در لغت عرب به معناى اتاق است و هنگام نزول آيه، ساكنين در آن اطاق پنج نفر بودند و تنها عنوانى كه آنان را جمع مىكند، همين عنوان «أهل البيت» عليهم السلام است. اكنون كه معناى «واحد» روشن گرديد، بايد ببينيم آيا مراد از «الواحد» در كلام مشهور چيست؟ در مقدّمه دوّم- يعنى «الواحد لا يصدر إلّا من الواحد»- بدون شك «واحد شخصى» اراده شده است- همان گونه كه فلاسفه بيان كردهاند-، يعنى معلولى كه وحدت شخصى و حقيقى دارد، بايد علّت واحدى داشته باشد. و اگر در جايى به حسب ظاهر دو علت موجود بود بايد گفته شود: قدر جامعى كه متّصف به وحدت است روى معلول اثر گذاشته است. امّا آيا در مقدّمه اوّل- يعنى «هر علمى داراى غرض واحد است»- مراد از واحد چيست؟ واحد شخصى يا واحد نوعى يا واحد عنوانى؟ احتمال اوّل (واحد شخصى): ممكن است مشهور بگويند: «با توجّه به اينكه واحد در مقدّمه دوّم، «واحد شخصى»، است، در مقدّمه اوّل نيز ناچاريم «واحد شخصى» را اراده كنيم». مثلًا گفته مىشود: غرضى كه مترتب بر علم نحو است- يعنى صون اللسان عن الخطأ في المقال- داراى وحدت شخصى است و اين واحد، مترتب بر علم نحو است. معناى اين عبارت اين است كه مجموع مسائل علم نحو، در اين غرض دخالت دارند، يعنى اگر فرض كنيم مسائل علم نحو منحصر در سه مسأله «الفاعل مرفوع»، «المفعول منصوب» و «المضاف إليه مجرور» باشد، هريك از اين سه مسئله، به تنهايى نمىتواند غرض را تأمين كند، زيرا در اين صورت، دو مسأله ديگر، نقشى نخواهند داشت، بنابراين بر اساس «وحدت شخصيّه» ناچاريم بگوييم: مجموع اين مسائل، غرض را تأمين مىكنند و هريك از مسائل اگر به تنهايى در نظر گرفته شود،