اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٥٨ - مسأله جمع قرآن بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله
معنا، اصطلاحِ ناقل مطرح است زيرا اين راوى، اين الفاظ را به كار برده و بايد اصطلاح راوى ملاحظه شود. همينطور گاهى از اوقات نيز روايت نبوى مورد تفسير امام عليه السلام قرار مىگيرد، در اين صورت، همان تفسير امام عليه السلام بهعنوان ملاك مطرح است و اصطلاح بهكاررفته در تفسير را بايد مراعات كرد. و نيز گاهى ائمّه عليهم السلام مطلبى را بيان مىكنند و سپس به كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله استشهاد مىكنند. اين استشهاد، بيانكننده مسئله است و ما از آن مىفهميم كه مثلًا معناى «صلّ عند رؤية الهلال» چيست. ولى بحث ما، اين فروض نيست بلكه مجرّدِ روايت است. همان گونه كه گاهى زراره از امام صادق عليه السلام روايت مىكند و عين الفاظ آن حضرت را براى ما نقل مىكند در اينجا نيز امام صادق عليه السلام بهعنوان يك راوى معلوم الصدق مىفرمايد: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: «صلّ عند رؤية الهلال». بدون شك در اينجا بايد روى اصطلاح زمان حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله معنا كنيم و در اينجا ثمره بحث حقيقت شرعيّه معلوم مىشود. اگر حقيقت شرعيّه ثابت شود و جمله «صلِّ عند رؤية الهلال» بعد از ثبوت حقيقت شرعيه صادر شده باشد، بر معناى جديد حمل خواهد شد. و اگر حقيقت شرعيّه ثابت نشود يا تأخّر استعمال، ثابت نباشد، جمله را بر معناى حقيقى اوّل- كه همان معناى لغوى است- حمل مىكنيم. در نتيجه، نمىتوان ثمره بحث حقيقت شرعيه را انكار كرد. البته بايد توجه داشت آنچه بهعنوان مثال مطرح كرديم، اگرچه داراى مصاديق فراوانى نيست ولى اينگونه نيست كه مصداق نداشته باشد و همان مصداق اندك براى تحقّق ثمره حقيقت شرعيّه كفايت مىكند. ناگفته نماند كه ما در ابتداى بحث حقيقت شرعيّه، سه نكته ذكر كرديم و با همان سه نكته اساس حقيقت شرعيه را متزلزل كرديم و اگر ثمره عملى بر بحث حقيقت شرعيه پيدا نمىكرديم از ادامه بحث پيرامون آن خوددارى مىكرديم. ولى با اين بحث دريافتيم كه نمىتوان وجود ثمره بر حقيقت شرعيّه را بهطور كلّى انكار كرد، بههمينجهت با قطعنظر از سه نكتهاى كه ذكر كرديم در اينجا قدرى پيرامون حقيقت شرعيه