اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤ - دليل اوّل مشهور عقيده دارند «موضوع علم بايد واحد باشد»
دليل اوّل: مشهور عقيده دارند: «موضوع علم بايد واحد باشد»
، كه در صورت تمام بودن اين دليل، هم اصل احتياج علوم به موضوع ثابت مىشود و هم اعتبار وحدت موضوع. دليل مشهور داراى دو مقدّمه است: ١- هر علمى داراى غرض واحد است، مثلًا غرض علم نحو، حفظ لسان از خطاى در گفتار است. غرض علم اصول، قدرت پيدا كردن بر استنباط احكام الهى است. ٢- بر اساس قاعده فلسفى «الواحد لا يصدر إلّا من الواحد»، [١] شىء واحد و اثر واحد بايد از امر واحد و علت واحدى صادر شود، و دو شىء متباين كه هيچ جهت اشتراكى ندارند نمىتوانند داراى اثر واحدى باشند. مثال: وقتى شما ملاحظه مىكنيد كه شمس در حرارت تأثير مىگذارد و نار هم در حرارت تأثير مىگذارد، معلوم مىشود كه بين شمس و نار، يك جهت جامع و قدر مشتركى وجود دارد و اگر بين اين دو، هيچ جهت مشتركى وجود نداشته باشد، معنا ندارد كه هر دوى آنها در يك شىء تأثير كنند. مگر اينكه بگوييد: بين حرارتهاى آن دو، تباين وجود دارد. ولى اگر حرارت را شىء واحدى قرار داديد، حتماً بايد در اينجا، مؤثر در حرارت را همان قدر مشترك فرض كنيد. به بيان ديگر: اگر شما يك حرارت شخصى- مثل حرارت ماء موجود در ظرف خاص- را در نظر بگيريد، نمىتوانيد بگوييد: اين حرارت خاصّ، هم معلول شمس و هم معلول نار است، بهگونهاى كه هريك از شمس و نار- بهطور مستقل- اين حرارت را ايجاد كرده باشند. چنين چيزى ممكن نيست. البته اگر نار نبود، شمس، استقلال در تأثير داشت و اگر شمس نبود، نار، استقلال در تأثير داشت. ولى اكنون كه هر دو با هم اجتماع كردهاند نمىتوان گفت: هر دو بهطور مستقل، اين حرارت را بهوجود آوردهاند.
[١]- اين قاعده داراى طرف ديگرى نيز هست و آن «الواحد لا يصدر منه إلّا الواحد» است قاعده فوق در فلسفه به «قاعده الواحد» مشهور است. رجوع شود به: الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ٢٠٤- ٢٠٩