اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢١ - كلام آيت اللَّه خويى «دام ظلّه» در ارتباط با اطّراد
قبول كرديم ولى در مورد تبادر، يا بايد انسان قبلًا عالم به وضع باشد- به نحو اجمال و تفصيل كه مطرح شد- و يا بايد از راه اطّراد، عالم به وضع شود. بنابراين، رتبه اطّراد، مقدّم بر رتبه تبادر است و با وجود اطّراد، نوبت به تبادر نمىرسد. در نتيجه، اطّراد- در كلام ايشان- بهعنوان راه منحصر براى پى بردن به معناى حقيقى مطرح شده است. آيتاللَّه خويى «دامظلّه» در خلال كلماتشان مىفرمايد: در مسأله تعليم الفاظ به اطفال نيز همين روش بهكارمىرود. تطبيق اين كلام ايشان بر مسأله اطّراد به اين صورت است كه بگوييم: مثلًا اگر بخواهيم به طفلى ياد دهيم كه اين جسم سيّال مرطوب بالطّبع، آب نام دارد، راهش اين است كه از تكرار استفاده كنيم تا طفل بفهمد بين لفظ آب- بدون هيچ قرينهاى- و بين اين معنا، ارتباط وجود دارد. [١] اشكالات كلام آيتاللَّه خويى «دامظلّه»: بيان ايشان- به حسب ظاهر- بيان جالبى است ولى در عين حال، اشكالاتى برآن وارد است: اشكال اوّل: كلام ايشان، نياز به توجيه دارد زيرا ايشان بهطور مكرّر به «جميع الاستعمالات» تعبير مىكند و «جميع الاستعمالات» چيزى نيست كه انسان، عادتاً بتواند برآن احاطه پيدا كند. در نتيجه بايد گفت: در اينجا «كثرت استعمالات» اراده شده است. و كلمه «اطّراد» كه در لغت به معناى شيوع و كثرت است مؤيّد همين معناست. اشكال دوّم: پس از آنكه توجيه مذكور را در كلام ايشان پياده كرديم مىگوييم:
شخصى كه مىخواهد به معناى حقيقى پى ببرد، وقتى به اولين استعمال برخورد مىكند مثلًا مىبيند مولايى به عبدش مىگويد: جئني بالماء- و فرض مىكنيم اين
[١]- محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ١٢١- ١٢٤