اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٨ - كلام مرحوم آيت اللَّه بروجردى در ارتباط با اطّراد
بررسى كلام مرحوم آيتاللَّه بروجردى بر كلام ايشان، دو اشكال وارد است: اشكال اوّل: ايشان فرمود: حقيقت، در جميع مواقع، حُسنِ اطلاق دارد. اين بيان داراى اشكال است. اينطور نيست كه هر حقيقتى در هر موقعيتى، حسنِ اطلاق داشته باشد. مثلًا اگر پدر يك مرجع تقليد، هيزمشكن بوده، انسان به او بگويد:
«سلام بر تو اى پسر هيزمشكن». اين اطلاق، حقيقت است ولى حُسن ندارد. و يا مثلًا انسان به آدم محترمى كه اسم زنش را مىداند بگويد: «سلام بر تو اى شوهر خانمى كه اسمش فلان است». حقيقت هم- مانند مجاز- موقعيت لازم دارد. و اينطور نيست كه در جميع مواقع داراى حسن باشد. بهقدرى مسأله موقعيت و مناسبت مطرح است كه وقتى انسان مىخواهد از خدا طلب آمرزش كند نمىگويد: «يا قهّار اغفر لى»، با اينكه قهّار، اسم خداست و اطلاق آن حقيقت است. بلكه مىگويد: «يا غفّار اغفر لى». اشكال دوّم: ايشان فرمود: در باب حقايق، اطلاق در هر موقعيتى صحيح است ولى در عدم اطّراد، جايى كه موقعيت نداشته باشد اطلاق صحيح نيست. ما سؤال مىكنيم: اين صحّت و اطلاق را از كجا به دست آوردهايد؟ شما كه در معناى حقيقى ترديد داريد چگونه در مورد اطّراد مىگوييد: همه جا مىتوان اين اطلاق را انجام داد؟
اينكه در مورد مجاز مىگوييد: اطلاق اسد بر زيد در مقام تحريك بر قتال صحيح است و در غير اين مقام- مثل سر سفره- قبيح است، اين قبح را از كجا به دست آوردهايد؟ اگر قبلًا معناى حقيقى و مجازى را تشخيص داده باشيد، اين صحّت و قبح در اينجا براى شما روشن است ولى اگر تشخيص ندادهايد، شما احتمال مىدهيد كه اطلاق اسد بر زيد، حقيقت باشد، در اين صورت چگونه مىگوييد: اطلاق اسد بر زيد در سر سفره قبيح است؟ اگر به عرف مراجعه مىكنيد، همان مسأله عالم و مستعلم پيش مىآيد و ما بحثى