اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٩ - كلام محقّق عراقى رحمه الله در ارتباط با «عدم صحّت سلب»
معناى مركّب تبديل كنيد؟ به عبارت ديگر: صحّت حمل، مىخواهد اين مطلب را برساند كه معناى انسان اين معناى مركّب است درحالىكه ما مىدانيم معناى انسان، مركّب نيست بلكه بسيط است، لذا بايد اينگونه قضايا را از محدوده صحّت حمل خارج كرده و بگوييم: در اينجا صحّت حمل نمىتواند كاشفيت از معناى حقيقى داشته باشد.
ولى در مواردى كه موضوع و محمول، بسيطند مىتوان از راه صحّت حمل، معناى حقيقى را به دست آورد. [١] بررسى كلام محقّق عراقى رحمه الله اوّلًا: بر اساس اشكالى كه در رابطه با صحّت حمل مطرح كرديم، مسأله صحّت حمل بهطور كلّى زير سؤال مىرود، زيرا قبل از تشكيل قضيّه حمليّه، بايد معناى حقيقى بهصورت علم تفصيلى براى ما روشن باشد و در صورتى كه روشن نباشد نمىتوانيم قضيّه حمليّه تشكيل دهيم. و اگر هم معنا روشن باشد نيازى به تشكيل قضيّه حمليّه نداريم. ثانياً: برفرض كه از اين اشكال صرفنظر كنيم و صحّت حمل را به عنوان علامتى براى حقيقت بپذيريم ولى استثنايى كه محقّق عراقى رحمه الله مطرح كرد مورد قبول ما نيست، زيرا وقتى ما قضيّه حمليّه «الحيوان الناطق إنسان» را- براى كشف معناى حقيقى انسان- تشكيل داديم، به اين نكته توجّه داريم كه انسان داراى يك معناى بسيط است و موضوع قضيّه ما مركّب است و مركّب- با وصف تركّبش- نمىتواند با معنايى بسيط، اتّحاد داشته باشد. ولى ما از اين قضيّه حمليّه به دست مىآوريم كه انسان داراى يك معناى بسيط است كه اگر ما آن معناى بسيط را تجزيه و تحليل عقلى بنماييم و جنس و فصل آن را مشخّص كنيم، جنس آن عبارت از حيوان و فصل آن عبارت از ناطق خواهد بود. قضيّه حمليّه به ما نشان مىدهد كه حيوان ناطق، تجزيه
[١]- نهاية الأفكار، ج ١، ص ٦٧ و ٦٨