اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٨ - راه دوّم براى شناخت معناى حقيقى عدم صحّت سلب (يا صحّت حمل)
قرار مىگيرد. ولى اگر گفتيم: علم دارم به اينكه الآن روز است و علم دارم كه زيد از سفر آمده است و علم دارم كه عَمرو به سفر رفته است و ... اينها تعدّد دارند.
راه دوّم براى شناخت معناى حقيقى عدم صحّت سلب (يا صحّت حمل)
يكى از علائم حقيقت، «عدم صحت سلب» و يا به تعبير ديگر: «صحّت حمل» است. در مقابل اين علامت، «صحت سلب» يا «عدم صحّت حمل»، به عنوان علامت مجاز مطرح است. يعنى در جانب حقيقت، يك قضيّه حمليّه موجبه و در جانب مجاز، يك قضيّه حمليّه سالبه تشكيل مىشود. مرحوم آخوند مىفرمايد: قضيّهاى كه تشكيل مىدهيم به دو صورت است: ١- قضيّه حمليّه به حمل اوّلى ذاتى: [١] اگر بتوانيم چنين قضيّهاى تشكيل دهيم، خود معناى حقيقى را به دست آوردهايم، مثلًا اگر ما شك داشته باشيم كه آيا تراب خالص، معناى صعيد است يا نه؟ قضيّه حمليّهاى بهصورت «الترابُ الخالصُ صعيدٌ» تشكيل مىدهيم و فرض مىكنيم حمل آن حمل اوّلى ذاتى است يعنى «صعيد» و «تراب خالص» در ماهيت و حقيقت متّحدند، در اين صورت، معناى حقيقى براى ما روشن شده و معلوم مىگردد كه «صعيد» به معناى «تراب خالص» است. ٢- قضيّه حمليّه به حمل شايع صناعى: [٢] اگر چنين قضيّهاى تشكيل شود، نتيجه آن رساندن به حقيقت نيست بلكه نتيجه آن اين است كه ثابت مىكند موضوع، يكى از مصاديق ماهيت محمول و يكى از افراد حقيقى محمول است. [٣]
[١]- ملاك در حمل اوّلى ذاتى، اتّحاد مفهومى است و با توسعهاى كه ما ذكر كرديم، اگر در قضيّه حمليّه، اتحاد ماهوى بين موضوع و محمول وجود داشته باشد، حمل آن حمل اوّلى ذاتى خواهد بود.
[٢]- ملاك حمل شايع صناعى، اتّحاد در وجود است.
[٣]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٨