اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٢ - بررسى كلام مرحوم آخوند
اگرچه ما اصل مبناى مرحوم آخوند در مورد حروف را نپذيرفتيم و گفتيم:
موضوع له در حروف غير از موضوع له در اسماء است ولى درعينحال بايد كلام مرحوم آخوند را مورد بررسى قرار دهيم. اين مطلب را همه- حتى مرحوم آخوند- قبول دارند كه كلمه «هذا» در جايى بهكارمىرود كه اشاره حضورى مطرح باشد، البته نمىخواهيم بگوييم اشاره در موضوع له آن دخالت دارد. اشاره، يكى از معانى حرفيه است، زيرا معانى حرفيه عبارت از نسبتها و اضافاتى است كه قائم به دو طرف است، مثلًا ظرفيت، يك اضافه به ظرف دارد و يك اضافه به مظروف. در «زيد في الدار» مىگفتيم: معناى «في» عبارت از نسبت واقعيهاى است كه بين «زيد» و «الدار» تحقّق دارد و چنين واقعيتى- هرچند به عنوان واقعيت چهارم كه مرحوم اصفهانى فرمود- غير قابل انكار است. اشاره نيز يك واقعيت و حقيقتى است كه متقوّم به طرفين است: يك طرف آن، «مُشير» و طرف ديگر آن «مشاراليه» است. بنابراين اشاره، معنايى حرفى و داراى واقعيت است و قدر مسلّم اين است كه كلمه «هذا» در جايى استعمال مىشود كه اين اشاره حضورىِ داراى واقعيتِ نسبى، تحقّق داشته باشد. هرچند به قول مرحوم آخوند اين اشاره حضورى به عنوان محلّ استعمال است نه به عنوان مستعمل فيه. حال وقتى ما اشاره را مورد بررسى قرار دهيم مىبينيم اشاره واقعى و حقيقى بر دو نوع است: ١- اشاره عملى: و آن اشارهاى است كه با عمل تحقّق پيدا مىكند بدون اينكه لفظْ در آن دخالت داشته باشد، مثل اينكه كسى از در وارد شود و شما با چشم يا دست به رفيقتان اشاره مىكنيد كه فلان شخص وارد شد. ٢- اشاره لفظى: و آن اشارهاى است كه با لفظ، تحقّق پيدا مىكند، اين اشاره در مورد اسماء اشاره و بعضى از ضماير- مثل ضمير غايب- تحقق دارد. حال جاى اين سؤال است كه آيا همانطور كه اشاره عملى، داراى استقلال است و