اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٦ - مرحله اوّل (مرحله واقعيت)
مثلًا: ممكن است گفته شود: «اگر ابتدائيت و انتهائيت در «سرتُ من البصرة إلى الكوفة» واقعيت دارد، اين واقعيت داخل در كدام يك از اقسام جوهر و عرض است؟» زيرا واقعيات غير از واجبالوجود يا در لباس جوهر است يا در لباس عرض. در جواب مىگوييم: [١] واقعيت مورد بحث ما هيچيك از آن دو نيست. و اين مسئله كه «واقعيات غير از واجبالوجود بايد يا در لباس جوهر باشد يا در لباس عرض»، دليلى ندارد. نه عقل برآن دلالت مىكند و نه نقل. ما در اينجا يك امر وجدانى را احساس مىكنيم كه واقعيت چهارمى غير از واجبالوجود و جوهر و عرض وجود دارد ولى اين واقعيت، در مرحله وجودش، حتى از عرض هم ضعيفتر است زيرا عرض در وجود خارجىاش نياز به يك شىء داشت ولى اين واقعيت براى وجود خارجىاش نياز به طرفين دارد. بايد «سير» و «بصره» باشد تا مسأله ارتباط- كه ما از آن تعبير به ابتداء مىكنيم- تحقق پيدا كند. اين واقعيت نه تنها نياز به طرفين دارد بلكه نياز آن بهقدرى شديد است كه از نياز معلول به علت هم شديدتر است. معلول اگرچه نياز به علت دارد، ولى خودش وجود مستقلى در مقابل علت است.
امّا واقعيت مورد بحث ما فانى در طرفين است بهگونهاى كه وقتى انسان چشم باز كند سير را مىبيند امّا نفس آن واقعيت (ابتدائيت سير از بصره) را در خارج نمىتوان ديد ولى درعينحال، واقعيتى است كه شك و ترديدى در وجود آن نيست. نظير اين مسئله را مرحوم صدر المتألهين در مورد موجودات ممكن بيان مىكند.
ايشان مىفرمايد: ارتباط بين «وجود ممكن» و «واجبالوجود» اينگونه نيست كه «ممكن» را وجودى در مقابل «واجبالوجود» فرض كنيم و بگوييم: «ممكن» ارتباط با «واجبالوجود» دارد». بلكه وجود ممكن، عين ارتباط به واجب است نه اين كه «شيءٌ له الرّبطُ» باشد كه شىء بودن آن را بهطور مستقل درنظر بگيريم و بعد بگوييم هذا الشيء يرتبط بالواجب. خير اينگونه نيست بلكه در مورد ممكن بايد گفت: «هذا
[١]- تفصيل اين جواب در ضمن كلام مرحوم اصفهانى مطرح گرديد.