اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٩ - نظريه چهارم (نظريه مرحوم محقق نائينى)
را به عقود و ايقاعات تشبيه كرديد. خوب بود نكته ديگرى را توجّه مىكرديد كه در عقود و ايقاعات ما يك لفظ داريم ولى همين لفظ گاهى در مقام اخبار است و گاهى در مقام انشاء، مثلًا «بعت» يك لفظ است گاهى در مقام اخبار از يك واقعيتى كه در خارج تحقق يافته مىباشد و گاهى در مقام انشاء استعمال مىشود و جنبه ايجادى به خود مىگيرد. چرا در باب حروف اين حرف را نمىزنيد و بهطور كلى مىگوييد حروف جنبه ايجادى دارند؟ با وجود اينكه در باب حروف نيز در ابتدا با دو نوع تعبير برخورد مىكنيم: يكى اين است كه حرف در مقام اخبار قرار گيرد و مثلًا مخبر بگويد: «سِرْتُ مِن البَصْرَةِ». و ديگرى اين است كه در مقام انشاء قرار گيرد و مثلًا مولا به عبد بگويد:
«سِرْ مِن البصرة». چرا در مورد «بعتُ خبرى» معناى اخطارى را مىپذيريد ولى در مورد «سرتُ خبرى» اين معنا را نمىپذيريد و ملتزم به ايجادى بودن معنا مىشويد؟ تذكر: اشكال اوّل، مربوط به قبل از مقام استعمال بود ولى اشكال بعدى مربوط به بعد از مقام استعمال است. اشكال دوّم: در باب عقود و ايقاعات كه مىگوييم: الفاظ عقود و ايقاعات، مسبّب خود را ايجاد مىكنند، بكار بردن كلمه «ايجاد»، خالى از مسامحه نيست، زيرا در باب عقود و ايقاعات سببيّت و مسببيّت وجود ندارد، بلكه آنچه در اين باب وجود دارد اين است كه وقتى «أنكحت» و «قَبِلتُ» با شرايط خاص خود انجام شد عقلاء و شارع- كه گاهى هم اختلاف دارند- زوجيت را اعتبار مىكنند و مسأله علّيت و ايجاد- به آن معنا كه ما در علت موجده مطرح مىكنيم- در اينجا مطرح نيست. و اينگونه نيست كه لفظ «أنكحت» و «قبلتُ» همان گونه كه در فضا موجى- به عنوان صوت- ايجاد مىكند زوجيت را هم به اين نحو ايجاد كند. حال در باب حروف كه شما مىگوييد: حروف، ايجاد ارتباط مىكند. سؤال مىكنيم:
حروف بين چه چيز ارتباط ايجاد مىكنند؟ ظاهر كلام ايشان اين است كه بين معانى اسمى، ايجاد ارتباط مىكند. يعنى قبل از استعمال، زيد و مدرسه دو مفهوم مستقل بوده و بين آن دو ارتباطى وجود نداشته