اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٨ - نظريه چهارم (نظريه مرحوم محقق نائينى)
است. شاهد ديگر بر اين مطلب اين است كه اگر كسى بخواهد جمله «زيدٌ في المدرسة» را بهصورت اسمى و بدون به كار بردن حرف جر اخبار كند مىگويد: «المدرسة ظرف زيدٍ». حال از مرحوم نائينى سؤال مىكنيم: با توجّه به اينكه «ظرف» اسم است و معانى اسمى حقيقت و واقعيت دارند، آيا اين كلمه «ظرف» از چه معنايى حكايت مىكند؟ شما كه معتقديد در جمله «زيدٌ في المدرسة» بيش از دو واقعيت، وجود ندارد. بدون شك ايشان واقعيت «ظرفيت مدرسه براى زيد» را خواهد پذيرفت پس چه فرقى بين «المدرسة ظرف زيد» و «زيدٌ في المدرسة» وجود دارد كه مرحوم نائينى در جمله اوّل واقعيت سوّم را مىپذيرد ولى در جمله دوّم نمىپذيرد؟ آيا استعمال، سبب براى اين مسئله است؟ خير چنين نيست و استعمال، نقشى در ايجاد واقعيت سوّم ندارد بلكه واقعيت سوّم با قطعنظر از استعمال وجود دارد كه گاهى از آن با اسم تعبير مىكنيم و مىگوييم: «المدرسة ظرف زيد» و گاهى با حرف تعبير كرده و مىگوييم:
«زيد في المدرسة». كه اين دو، اختلافِ كمى با هم دارند. البته اين سه واقعيت در اصل واقعيت داشتن با هم تفاوتى ندارند و تفاوت آنها از ناحيه ديگر است، زيرا واقعيت بر سه قسم است: ١- واقعيت جوهرى كه در وجود خارجى نياز به محلّ و معروض ندارد. ٢- واقعيت عرضى كه در وجود خارجى نياز به معروض دارد. ٣- واقعيت عرضى كه در وجود خارجى نياز به دو طرف دارد. و ظرفيت «مدرسه» براى «زيد» از اين قبيل است كه هم به ظرف نياز دارد و هم به مظروف. درحالىكه واقعيت، سر جاى خود محفوظ است. و واقعيت به معناى عدم احتياج به غير نيست.
علم يك واقعيت است ولى درعينحال، هم نياز به عالِم دارد و هم نياز به معلوم ولى اين نياز، سلب واقعيت از علم نمىكند. بنابراين نمىتوان در معانى حرفى واقعيت را انكار كرد، اگرچه كيفيت آن با واقعيت در معانى اسمى تفاوت دارد. مطلب ديگرى كه به مرحوم نائينى عرض مىكنيم اين است كه شما مسأله حروف