اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٨ - مراد از ارتباط ذاتى چيست؟
شخصيّه هم بشود كه مسئله روشن است زيرا فرزند، ابتدا متولّد مىشود و سپس نامگذارى مىشود و اينگونه نيست كه نامگذارى قبل از تحقّق شىء وجود پيدا كند بهنحوىكه نامگذارى، در تحقّق شىء دخالت داشته باشد و علت براى تحقّق شىء باشد- و لو به نحو اقتضاء- بهطورى كه اگر نامگذارى نباشد شىء تحقّق پيدا نكند. احتمال سوّم: اگر مقصود از ارتباط ذاتى، علّيت و مراد از معنا، انتقال مستمع به معنا باشد و بگوييم: لفظ، علت تامّه براى انتقال مستمع به معناست بايد هر انسانى به معانى تمام لغات در جهان آگاه باشد و با شنيدن لفظ- كه علّت تامّهاى براى انتقال مستمع به معناست- مستمع معناى آن را بفهمد و بطلان اين احتمال نيز واضح است. احتمال چهارم: اگر مقصود از ارتباط ذاتى، اقتضاء بوده و مراد از معنا، انتقال مستمع به معنا باشد، يعنى الفاظ، اقتضاى انتقال به معنا را دارند هرچند انتقال به معنا داراى شرايط ديگرى- چون تعلّم- مىباشد ولى اصل اقتضاء (علّيت ناقصه) وجود دارد. اين احتمال، از نظر مقام ثبوت، ممكن است ولى از نظر مقام اثبات، دليلى براى آن اقامه نشده است. قائلين به ارتباط ذاتى با نفى مسأله وضع نتيجه گرفتهاند كه ارتباط بين لفظ و معنا ارتباط ذاتى است. احتمال چهارم نيز- مانند سه احتمال ديگر- باطل است زيرا: اوّلًا: در جاى خود ثابت شده است كه خداوند متعال از جميع جهات بسيط بوده و تركّب در ذات پاك حضرتش قابل تصوّر نيست ولى با وجود اين مىبينيم- حتى در لغت واحد- چه رسد به لغات مختلف- الفاظ مختلفى كه هيچ جهت اشتراكى با يكديگر ندارند، از اين ذات حكايت مىكنند. حال اگر بين لفظ و معنا ارتباط ذاتى- و لو به نحو اقتضاء- وجود داشته باشد بايد در ذات بسيط حضرت حق دو جهت وجود داشته باشد كه يك جهت آن ارتباط ذاتى با لفظ «اللَّه» و يك جهت ارتباط ذاتى با لفظ «خدا» دارد.
در حالى كه در مورد خداوند دو جهت تصوّر نمىشود. زيرا خداوند بسيط است و تركيب و تجزيهاى در خداوند وجود ندارد. اين مطلب را امام خمينى «دام ظلّه» بيان كرده است. [١]
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٥٦ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٤