اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٩ - كلام امام خمينى «دام ظلّه»
نيز مطرح كنيم و پس از آن به نقد و بررسى نظريه اين دو بزرگوار بپردازيم.
كلام امام خمينى «دام ظلّه»
امام خمينى «دام ظلّه» اگرچه مبناى مرحوم بروجردى در مورد موضوع علم- يعنى جامع بين محمولات- را نپذيرفت، بلكه موضوع علم را جامع بين موضوعات مسائل دانست، ولى در مورد موضوع علم اصول، نظريه مرحوم بروجردى را پذيرفته و معتقد است: موضوع علم اصول عنوان «الحجة في الفقه» است، امّا با توجّه به اينكه «حجّة» در مسائل علم اصول به عنوان محمول قرار مىگيرد و ايشان موضوع علم را «جامع بين موضوعات مسائل» مىداند براى تطبيق عنوان «حجّة» بر «جامع بين موضوعات مسائل» مىفرمايد: مسائل علم اصول، از مسائل واقعى تكوينى- مثل «زيد قائم»- نيست كه ما مجبور باشيم «زيد» را موضوع و «قائم» را محمول بدانيم. بلكه مسائل علم اصول از امور اعتبارى است، بههمينجهت فرقى بين «خبر الواحد حجّة» و «الحجّة خبر الواحد» نيست. هر دو قضيه، صحيح است. بلكه چهبسا بتوانيم بگوييم: موضوع قرار دادن «حجّة» بهتر از محمول قرار دادن آن است، زيرا خداوند متعال براى احكام و قوانين خود، حجّتهايى در اختيار ما قرار داده است و آنچه براى ما مجهول است، تعيّنات و مصاديق اين حجّتهاست. و ما از طريق علم اصول مىخواهيم به اين مصاديق برسيم، مثلًا نمىدانيم آيا اين حجّت در ضمن خبر واحد تعيّن دارد يا نه؟
قائلين به حجّيت خبر واحد مىگويند: بلى. و منكرين حجّيت خبر واحد مىگويند: نه. و نمىدانيم آيا اين حجّت، در ضمن ظاهر كتاب تعيّن دارد يا نه؟ پاسخ قائلين به حجّيت ظواهر كتاب، مثبت و پاسخ اخباريين، منفى است. سپس امام خمينى «دام ظلّه»- مانند مرحوم بروجردى- تشبيهى ذكر كرده و مىفرمايد: ما ملاحظه مىكنيم كه موضوع فلسفه را «وجود» يا «موجود بما هو موجود» قرار دادهاند، درحالىكه وقتى با مسائل فلسفه برخورد مىكنيم، مىبينيم عنوان