اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٧ - اشكالات كلام مرحوم بروجردى
مثلًا اگر كسى گفت: در مسائل فقه، تقليد جريان دارد ولى در مسائل اصولى نمىتوان تقليد كرد. در اين صورت اگر استصحاب، مسأله فقهى باشد تقليد در آن جايز و اگر اصولى باشد تقليد در آن جايز نخواهد بود. پس از بيان مقدّمه فوق بايد ببينيم مرحوم آقاى بروجردى كه تمايز علوم را به تمايز «جامع بين محمولات» مىداند آيا مقصودشان چه مقدار از محمولات است؟
ظاهر اين است كه مراد ايشان «جامع بين محمولات همه مسائل» است، يعنى محمولاتِ همه مسائل علم را ملاحظه كرده و جامع بين آنها را پيدا مىكنيم و آن جامع را به عنوان «وجه امتياز اين علم» معرفى مىكنيم. حال به مرحوم بروجردى مىگوييم: شما از طرفى تمايز علوم را به تمايز جامع بين محمولات همه مسائل مىدانيد و از طرفى تمايز علوم را براى استكشاف مسائل مشكوك مىدانيد- كه علىالقاعده بايد چنين باشد-. ما فرض مىكنيم در علم نحو هزار مسأله روشن و ده مسأله مشكوك داريم. براى اينكه بدانيم آيا اين ده مسئله جزء مسائل علم نحو است يا جزء مسائل اين علم نيست، بايد ببينيم آيا جامع بين محمولات در اينها وجود دارد يا وجود ندارد؟ ما از مرحوم بروجردى سؤال مىكنيم: شما جامع را از كجا بدست آورديد؟ آيا جامعى كه مطرح مىكنيد جامع بين هزار مسئله است يا جامع بين هزار و ده مسئله؟ و به تعبير ديگر: آيا اين ده مسأله مشكوك، در تشكيل جامع، نقش داشتهاند يا نه؟ اگر بفرماييد: نقش داشتهاند، مىگوييم: از كجا متوجّه شديد اينها جزء علم نحوند تا در تشكيل جامع نقش داشته باشند؟ شما كه در برابر اين ده مسئله، شك داريد. پس بايد قبلًا براى شما مشخص شده باشد كه اين مسائل جزء علم نحو است و شكى براى شما باقى نمىماند كه بخواهيد آن را از راه جامع برطرف كنيد. و اگر بفرماييد: جامع بين هزار مسئله درنظر گرفته شده و اين ده مسئله در تشكيل جامع دخالتى نداشتهاند، مىگوييم: «ثبت العرش ثم انقش». شما اوّل ثابت كنيد كه هزار مسئله، تمام مسائل علم نحو است بعد جامع بين اين هزار مسئله را در نظر بگيريد. و