فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧١ - مسح بر كفش جعفر سبحانى
در مقابل مردم وضو مىگرفته است و مردم در تبرك جستن به آب وضوى پيامبر(ص) از يكديگر سبقت مىگرفتهاند، و با اين حال، صحابه پس از رحلت او به چند گروه تقسيم شدهاند: گروهى مسح بر كفش را مطلقاً جايز دانستهاند و گروه ديگر مطلقاً آن را جايز ندانستهاند و برخى بين سفر و غير سفر تفكيك قائل شدهاند. اين در حالى است كه قائلان به عدم جواز، كسانى همچون على(ع) و عايشهاند كه در طول حيات پيامبر(ص)، در سفر و حضر در ركاب او بوده و از نزديكترين خواص او محسوب مىشدهاند.
ادله مخالفين جواز
مخالفان جواز مسح روى كفش، به كتاب، سنت و اتفاق نظر امامان اهل بيت(ع) استدلال كردهاند :
١. استدلال به قرآن كريم
خداوند در قرآن فرموده است:
{وامسحوا برؤوسكم و أرجلكم إلى الكعبين} ؛(٣)
سر و پاها را تا بر آمدگى پا، مسح كنيد.
مطابق ظاهر آيه، مسح پا واجب است و مسح روى كفش، مسح بر پا محسوب نمىشود. اين آيه در سوره مائده است كه مشتمل بر آيه وضوست و طبق تصريح امالمؤمنين عايشه، آخرين سورهاى است كه بر پيامبر(ص) نازل شده است.
حاكم از جبيربن نفير نقل كرده است كه :
پس از حج بر عايشه(رضي اللّه عنه) وارد شدم وى به من گفت: اى جبير، آيا سوره مائده را قرائت مىكنى؟ گفتم: آرى، گفت: اين سوره، آخرين
(٣) مائده، آيه ٦.