فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٨ - مسح بر كفش جعفر سبحانى
دو طرف مىشود. بنابراين، چارهاى جز رجوع به ظاهر كتاب خدا باقى نمىماند.
٦ ـ اگر مسح اختيارى روى كفش به جاى شستن يا مسح روى پا مشروع بود، بايستى تمامى صحابه از آن آگاه مىبودند و اختلافى ميان آنها روى نمىداد و به حد تواتر مىرسيد، در حالى كه همواره ميان آنها در اين زمينه اختلاف وجود داشته است.
تمامى اين موارد، نشان مىدهد كه مسح روى كفش، جايز نيست و بر فرض كه پيامبر(ص)، اين كار را انجام داده باشد، مىتوان بين عمل پيامبر(ص) و آيه شريفه سوره مائده دو گونه جمع كرد:
الف: پيامبر اكرم(ص)، در دورهاى خاص، قبل از نزول آيه سوره مائده، بر كفش مسح مىكرده است؛ اما آيه ياد شده، آنچه را كه از پيامبر(ص) در اين زمينه نقل شده، نسخ كرده است. با اين توجيه، مىتوان بين جواز مسح بر كفش و لزوم مسح پاها، جمع كرد. روايات متعددى نيز كه از على(ع) در مورد «سبق الكتاب الخفّين» نقل شده به همين مطلب اشاره دارد.
ب: پيامبر (ص) بر كفشى كه نجاشى به او هديه كرده بود و روى آن به اندازه مسح پا شكافى داشت، كه مانع مسح پوست پا نمىشده، مسح مىكرد و مردمى كه اين عمل پيامبر(ص) را مىديدند، گمان مىكردند كه پيامبر(ص)، بر كفش مسح كرده است؛ در حالى كه پيامبر(ص)، پاى خود را در كفش رو باز مسح مىكرده است. (١٧)
ادله قائلان به جواز مسح روى كفش
١. روايت جريربن عبداللّه بجلى: قائلان به جواز، به روايتى كه مسلم در صحيحش از جريربن عبداللّه بجلى نقل كرده، استدلال كردهاند. از ابراهيم ادهم
(١٧) ر.ك: حديث شماره ٤ از همين مقاله ذيل احاديثى كه در مورد اجماع امامان اهل بيت(ع) آمده است.