فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٥ - بررسى اشكالات نظرى قاعده «التعزير في كل معصية» محمد رضا كدخدايى
است. اين نكتهاى است كه در مورد همه معاصى صادق است، ثانياً، سؤال از اين جوارح در صورت تخطى، به معناى كيفر يا لزوم كيفر نيست، بلكه به معناى اشاره به يكى از اركان جرم است. تخطى قلب بدون عمل جوارح قابليت كيفر ندارد. همانگونه كه عمل قبيح مادى جوارح، بدون قبح فاعلى موجب كيفر نمىشود، عمل قبيح فاعلى و قلبى(نيت سوء) نيز بدون عمل قبيح فعلى، مستوجب كيفر نيست. كيفر، چه اخروى و چه دنيوى، مترتب بر جمع قبح فعلى و فاعلى است، پس «سؤال» از هريك، لزوماً به معناى كيفر نيست، بلكه آنچه معصيت را محقق مىكند و لزوم كيفر را سبب مىشود، جمع بين قبح فعلى و فاعلى است.
مسئوليت جوارح مورد اشاره آيه شريفه در صورتى به معصيت و استحقاق يا جواز كيفر، ختم مىشود كه كليه لوازم و اركان جرم در آن جمع شود. عمل قبيح قلب در صورتى قابل مؤاخذه و كيفر است كه با عمل چشم يا گوش همراه باشد و عمل قبيح چشم و گوش در صورتى قابل كيفر است كه با ركن لازم ديگر، يعنى عمل قبيح قلبى (سوء نيت) همراه باشد.
اين مسئوليتها به سبب سخنانى است كه انسان، بدون علم و يقين مىگويد يا از افراد غير موثق شنيده، يا مىگويد ديدهام در حالى كه نديده و يا در تفكر خود دچار قضاوتهاى بى مأخذ و بى پايهاى شده كه با واقعيت منطبق نبوده است. به همين دليل از چشم و گوش و فكر و عقل او سؤال مىشود كه آيا شما واقعاً به اين مسايل ايمان داشتيد كه شهادت داديد، يا قضاوت كرديد و يا به آن معتقد شديد و عمل خود را بر آن منطبق كرديد؟ (٥٠)
د.نقد استشهاد به روايت «نية الكافر شرّ من عمله». متن كامل روايت، عبارت است از: «نِيَّةُ الْكَافِرِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِهِ وَ كُلُّ عَامِلٍ يَعْمَلُ عَلَى نِيَّتِهِ». (٥١)
(٥٠) مكارم شيرازى، ناصر، همان.
(٥١) شيخ كلينى، همان، ج٢، ص٨٤، باب النية . ...