فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٩ - مسح بر كفش جعفر سبحانى
نقل شده كه گفت: در مورد مسح بر كفش، روايتى بهتر از روايت جرير نشنيدهام. (١٨)
مسلم از اعمش از ابراهيم از همام روايت كرده است :
جرير پس از قضاى حاجت، وضو گرفت و بركفشهايش مسح كرد. به او گفته شد اين گونه وضو مىگيرى؟ گفت: آرى، من ديدم كه رسول خدا(ص) پس از قضاى حاجت وضو گرفت و بركفشهايش مسح كرد.
اعمش مىگويد: ابراهيم گفت: اين حديث، آنها را به شگفتى واداشته است؛ زيرا اسلام جرير پس از نزول سوره مائده بوده است.
نووى، دليل شگفتى آنها از حديث جرير را چنين توجيه كرده است:
در سوره مائده آمده است كه «فاغسلوا وجوهكم وأيديكم الءى المرافق وامسحوا برؤوسكم وأرجلكم»، اگر اسلام جرير قبل از نزول سوره مائده بوده، در اين صورت احتمال دارد آيه مذكور، حديث جرير را نسخ كرده باشد؛ اما از آنجا كه اسلام جرير پس از نزول سوره مائده بوده، معلوم مىشود كه هنوز پس از نزول سوره مائده، به حديث جرير عمل مىشده است و اين نشان مىدهد كه آيه در مورد كسى است كه كفش به پايش ندارد و سنت پيامبر(ص) آن را تخصيص زده است و خدا داناتر است. (١٩)
نقد استدلال به روايت جرير: اولاً؛ روايت جرير، خبر واحد است و قرآن با خبر واحد، نسخ نمىشود؛ زيرا قرآن چنان جايگاهى دارد كه چيزى جز خبر متواتر يا خبرى كه محفوف به قراين قطعيه باشد، نمىتواند با آن برابرى كند و خبر واحد توان برابرى با قرآن را ندارد، چه رسد به خبرى كه راوى آن از عمل جرير به شگفت مىآيد؛ زيرا اگر مسح بر روى كفش، بين مسلمانان متداول بود، نبايستى از عمل جرير تعجب مىكرد.
(١٨) شرح صحيح مسلم از نووى، ج٣، ص١٦٤ ـ ١٦٥، ح٧٢.
(١٩) همان، ص١٦٨.