فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨١ - مسح بر كفش جعفر سبحانى
بنابراين، نمىتوان به روايت جرير استدلال كرد؛ زيرا بسيار احتمال دارد كه عمل پيامبر(ص) خيلى قبل از نزول سوره مائده بوده باشد كه توسط اين سوره، نسخ شده است؛ چنانكه على (ع) فرموده است: «سبق الكتاب الخفّين».
اما اگر قبول كنيم كه اسلام جرير پس از سوره مائده بوده است، مىگوييم كه خبر جرير، خبر واحد است و قرآن با خبر واحد نسخ نمىشود؛ زيرا قرآن داراى مقام و منزلت والايى است كه چيزى با آن برابرى نمىكند.
٢. روايت مغيرة بن شعبه: مسلم به سند خويش از اسود بن هلال از مغيرة بن شعبه نقل كرده است :
شبى در راه با رسول خدا(ص) بودم كه حضرت براى قضاى حاجت، پياده شد و پس از قضاى حاجت من با ظرفى كه داشتم براى او آب ريختم و او وضو گرفت و بر كفش خود مسح كرد.
مسلم، اين حديث را با سندهاى مختلفى نقل كرده كه همگى به مغيرة بن شعبه منتهى مىشود. (٢٣)
نقد و بررسى روايت: اولاً؛ على رغم اينكه در صحيح مسلم و صحيح بخارى، دوازده حديث از مغيره نقل شده، نمىتوان به احاديث او به سبب سابقه بدى كه قبل از مسلمان شدن و پس از آن دارد، استدلال كرد. در بيان سوابق بد او كافى است به جنايات هولناكى كه او نسبت به قومش انجام داده است اشاره كنيم:
١ ـ مورخان نقل كردهاند كه مغيره با گروهى از مردان قبيله بنى مالك به در بار مقوقس رفتند و او، بنى مالك را تكريم كرد و به آنها هديههايى داد. وقتى از نزد مقوقس بيرون آمدند، بنى مالك به بازار رفتند و مقدارى سوغاتى براى خانواده خود خريدند و عازم سرزمين خود شدند در حالى كه
(٢٣) شرح صحيح مسلم از نووى، ج٣، ص١٧١، شماره ٧٦، همچنين رجوع شود به احاديث شماره ٧٥، ٧٧، ٧٨ و ٨٠.