فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٨ - بررسى اشكالات نظرى قاعده «التعزير في كل معصية» محمد رضا كدخدايى
١-٥. تبيين اشكال
قاعده لطف الهى، لزوم هدايت تشريعى انسان از جانب خداست كه ايجاب مىكند اين هدايت تشريعى، هدايتى منطبق با واقعيتهاى ساختارى بشر و نه مجموعهاى از الزامات منقطع از عينيت و عمل باشد. نظام پاسخ دهى به سرپيچى از الزامات تشريعى عبارت است از: ١. طاعت و عبوديت خدا، مبناى تبعيت از قانون و انگيزه پرهيزگارى در قبال ممنوعات و محرمات شرعى است و حساب و كتاب و ثواب و عقاب اخروى ضمانت اجراى قوانين الهىاست.
٢. با وجود جواز و صحت انزال بلاياى جمعى و فردى بر گنهكاران كفران پيشه، خداوند رحمان چنين نمىكند و نعمتهاى خود را از بندگان گنهكار دريغ نمىكند.
٣. تا جايى كه كافران كه به نظم عمومى جامعه اسلامى خللى وارد نكنند، در اعمال و رفتار خود آزاد بوده و ملزم به عمل به فروع اسلام نيستند؛ لذا مؤاخذه و كيفر دنيوى ندارند.
٤. راجع به بخش بزرگى از محرمات، بيان خاص يا عامى دال بر وجود ضمانت اجراى كيفرى دنيوى مشخص يا غير مشخص در منابع فقهى ديده نمىشود.
٥. در صورت ارتكاب بعضى از محرمات، به كفارات كه نوعى عمل عبادى است يا به انجام يك عمل نيك به عنوان پاسخ و جبران اكتفا شده است؛ مانند: كفاره يمين كه در قرآن بيان شده و يا دستور به دادن صدقه يا گفتن يك ذكر براى شخصى كه به كس ديگر به كمتر از قذف اهانت كرده است.
٦. بخشى از محرمات با مراتب غير كيفرى انكار از قبيل نهى ،توبيخ ،تذكر و وعظ پاسخ داده مىشوند كه هر چند در فرهنگ جزايى، تعزير ناميده شدهاند، اما از مصاديق عقوبت و جزا به شمار نمىآيند.