فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٩ - مسح بر كفش جعفر سبحانى
است. آرى، آيه تيمم (٣٧) در اين غزوه نازل شد.
٣ - يكى از شواهد بر اينكه اختلاف نظر بين صحابه و تابعين در مسأله مسح همواره وجود داشته، اين است كه برخى از كسانى كه مسأله مسح بر كفش را از پيامبر(ص) نقل كردهاند، خود بر خلاف آن عمل مىكردهاند. بيهقى از عبدالرحمن بن ابى بكره از پدرش نقل كرده است كه:
از رسول خدا(ص) در مورد مسح بر كفش سؤال شد، حضرت فرمود: مسافر سه شبانه روز و غير مسافر يك شبانه روز مىتواند اين كار را انجام دهد، در حالى كه پدرم (ابى بكره) خود به هنگام وضو كفشها را در مىآورد و پاها را مىشست. (٣٨)
از آنجا كه ذيل حديث به سبب مخالفت عمل راوى با روايت وى از پيامبر(ص)، موجب تضعيف حديث مىشود، بسيارى از محدثان كوشش كردهاند تا به گونهاى آن را توجيه كنند. (٣٩)
٤ ـ ظاهر روايات بسيارى را كه بيهقى در سننش نقل كرده، اين است كه مسح بر كفش، در سفر و حضر جايز است و بابى را با عنوان «باب مسح النبيّ على الخفّين في السفر و الحضر» باز كرده است. پيشتر روايت اسامه را نقل كرديم كه پيامبر(ص) وقتى در مدينه بود، روى كفش مسح كرد كه معنايش اين است كه مكلف مىتواند در طول زندگيش بر كفش مسح كند و شستن پا، مخصوص كسى است كه كفش نپوشيده باشد و اين چيزى است كه روح فقه و سيره متشرعه و حكمت وضو با آن سازگار نيست. براى رفع شك و ابهام فتاواى فقها را در اين زمينه نقل مىكنيم:
(٣٧) نساء، آيه ٤٣.
(٣٨) السنن الكبرى، ج١، ص٢٧٦.
(٣٩) الشرح الصغير، ج١، ص١٥٢، ١٥٣ و ١٥٨؛ جواهر الاكليل، ج١، ص٢٤؛ ر.ك: الموسوعة الفقهية الكويتيه، ج٣٧، ماده مسح.