فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - گستره مكانى ولايت ولىّ امر آیة الله محمد مؤمن قمى
اما دلالت حديث: ظاهر از لفظ «ارض» كه در ابتداى حديث از قرآن كريم نقل شده است، جنس زمين و تمام آن است و عبارت بعدى در حديث تصريح دارد كه تمام زمين براى امير مؤمنان و اهل بيت(ع) او است. در گذشته بيان شد كه منظور از اختصاصى كه از حرف «لام» به دست مىآيد، ملكيّت نيست، بلكه مراد از آن تحت اختيار بودن است و اين از لوازم ولايت است. بنابراين، ظاهر لفظ ارض كه در صدر حديث آمده دلالت بر ثبوت ولايت ائمه بر تمام زمين دارد، و از آنجا كه تمام زمين تحت اختيار و ولايت آنان است، هر آنچه از زمين نشأت مىگيرد، چه از سطح آن و چه از اعماق آن، همگى جزء زمين بوده و حكم زمين را دارند.
حديث ششم:
و قريب من صحيح الكابلي ما رواه العيّاشى في تفسيره عن عمّار الساباطي قال: سمعت أبا عبداللّه(ع) يقول: أنّ الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده» قال: فما كان للّه فهو لرسوله، و ما كان لرسول اللّه فهو للإمام بعد رسول اللّه(ص)؛ (١٦)
عياشى در تفسيرش از عمّار ساباطى از امام صادق(ع) نقل كرده است كه در مورد آيه «زمين ملك خداوند و براى اوست، آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، به ميراث مىگذارد» فرمود: آنچه براى خداوند است، براى رسولش است و آنچه براى رسول خداست، براى امام بعد از رسول خدا(ص) است.
اين روايت نيز از نظر دلالت و گستره همانند صحيحه كابلى است، جز اينكه از نظر سندى مرسل بوده و ضعيف است.
حديث هفتم:
ما رواه عمربن يزيد عن مسمع بن عبدالملك فإنّه روى أنّ أبا عبداللّه(ع)، قال: يا أبا سيّار، إنّ الأرض كلّها لنا فما أخرج اللّه منها من شيء فهو لنا؛ (١٧)
(١٦) تفسير عياشى، ج٢، ص٢٥.
(١٧) كافى، ج١، ص ٤٠٨، ح٣؛ وسائل الشيعه، ج٦، ص ٣٨٢، باب ٤ از ابواب الأنفال، ج١٢، به نقل از كافى و تهذيب الأحكام.