فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
عبداللّه بن احمد بن حنبل مىگويد: از پدرم در مورد اسماعيل بن عياش سؤال شد، در جواب گفت: در كتابش از يحيى بن سعيد، احاديث صحيحى ديدم، اما در كتاب المصنف او احاديث مضطرب و آشفتهاى وجود دارد.
عثمان بن سعيد دارمى از دحيم نقل كرده است كه: «اسماعيل بن عياش احاديثى در نهايت صحت از شامىها نقل مىكند؛ اما احاديثى كه از اهل مدينه نقل كرده آشفته است».
احمد بن ابى حوارى گفته است:
از وكيع شنيدم كه مىگفت: اسماعيل بن عياش نزد ما آمد و از من اخبارى از اسماعيل بن ابى خالد گرفت و ديدم كه آنها را دقيق ضبط نمىكرد.
ابراهيم بن يعقوب جوزجانى مىگويد:
چقدر حديث او شبيه لباس شاپور است كه قيمت آن را صد نوشتهاند، اما كمتر از ده خريدارى مىشود.
ابراهيم در ادامه مىگويد: «وى بيشتر از هركس از كذّابان روايت مىكند». ابو اسحاق فزارى در مورد وى گفته: «وى مردى است كه نمىداند چه از سرش خارج مىشود». (٢٤)
ترمذى پس از ذكر حديث ياد شده از ابو اسحاق فزارى مىگويد: «به احاديث اسماعيل بن عياش، چه از ثقات نقل كرده باشد و چه از غير ثقات، تمسك نكنيد». (٢٥)
ب) شرحبيل بن مسلم خولانى شامى: ابن معين در مورد او گفته: «وى ضعيف است، در زمان ولايت عبدالملك بن مروان ختنه شده است، ديگران او را توثيق كردهاند». (٢٦)
(٢٤) تهذيب الكمال، ج٣، ص ١٧٥ ـ ١٧٨.
(٢٥) سنن ترمذى، ج٤، ص ٤٣٣، ح٢١٢٠.
(٢٦) تهذيب الكمال، ج١٢، ص ٤٣١، شماره ١٧٢١.