فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٤ - حدود جزع در عزادارى اهل بيت(ع) محمد تقى اكبرنژاد
جزع هاى حلال را كرد؛ خصوصاً كه اهل بيت(ع) با گفتار و كردار خود، مقصودشان را از جزع براى امام حسين ع بيان كرده اند.
اما در باره سيره متشرّعه بايد گفت: سيره متشرّعه زمانى حجيت دارد كه اوّلاً: سيره اهل بيت(ع) در آن مورد ثابت نباشد. ثانياً: به زمان معصوم عليه السلام برسد، در حالى روش اهل بيت(ع) در مورد جزع كردن بر حسين(ع) كاملاً روشن است و جاى ترديد نيست تا بخواهد با سيره متشرّعه ثابت شود. گذشته از اين كه ثبوت اين سيره در عصر معصوم به شدت محلّ ترديد است، بلكه خلاف آن ثابت است. نمونه آن حكايت مسمع بن عبد الملك است كه وقتىامام از جزع كردنش سؤال مىكند، با گريه و غصه خوردن جواب مىدهد.
دليل دوم: سيره عملى اهل بيت(ع)
سيره عملى اهل بيت(ع) محكمترين و قاطع ترين دليل درباره كيفيت عزادارى و بهترين روش براى تفسير مقصود ايشان از جزع كردن مىباشد؛ زيرا احكام صادره از امام(ع) به دو گونه هستند؛ يا مورد ابتلاى خود امام(ع) نيز مىباشند، يا محل ابتلاى ايشان نيست.
اگر محل ابتلاى امام(ع) نباشد و قيدى از جانب ايشان آورده نشود، مىتوان به اطلاق لفظ حكم تمسّك كرد. اما اگر محلّ ابتلاى خود امام(ع) نيز باشد، حتى اگر امام(ع) شفاهاً قيدى را ذكر نكند ولى در مقام عمل خود را مقيد به روش خاصى كند، همين روش، مفسّر مقصود ايشان از حكم خواهد بود. بنابراين نمىتوان اقدام به اطلاق لفظ تمسك كرد. به عنوان مثال اگر پيامبر اسلام(ص) امر به «صلات» مىكرد و عملى را انجام نداده و توضيحى نمى داد، مىتوانستيم به اطلاق اين امر تمسك كنيم و بگوييم كه اين امر دلالت بر استحباب و يا كفايت هر نوع دعا و مناجاتى مىكند و لازم نيست همراه با آداب و اعمال مخصوصى باشد. اما اگر پيامبر اسلام بعد از اين امر، خود نيز اقدام به عمل كند و اگر چه به طور مطلق مىفرمايد: «صلّوا» ولى در مقام عمل «صلّوا» را به شكل خاصى از مناجات تفسير مىكند، آيا باز هم مىتوان از تعبير ايشان اطلاق را فهميد؟
در اين موارد عمل معصوم (ع) كه مقرون به امرش مىباشد، بيانگر مقصود ايشان از