فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - نكتهها (١٥) رضا مختارى
التنعم؛ وبالكسر: الإنعام» و ذيل آيه دوم افزوده است: «و هم صناديد قريش و كانوا أهل تنعّم و ترفّه». در فرهنگها هم براى اين دو واژه دو معناى متفاوت ذكر شده است؛ مثلاً در المعجم الوسيط آمده است:
النَعمة: الرفاهة و طيب العيش... .
النِعمة: ما أنعم به من رزق و مال و غيره. (٦)
همچنين ابن اثير مىگويد: «النَعمة بالفتح، و هي المسرّة و الفرح و الترفّه». (٧) در المعجم الذهبى (ص ٤٠٤) نيز «نِعمة» به بركت و نعمت خداداد، و «نَعمة» به «راحتى، آسايش» و در تفسير كشف الأسرار (ج٩، ص٩٣) به «تن آسايى» و در فرهنگنامه قرآنى به «فراخى، زيست به ناز» ترجمه شده است و از همه مبسوط تر سخن فرهنگ معاصر عربى ـ فارسى است:
نَعمة: زندگى راحت، زندگى بى دغدغه... گشادگى، آسايش... خشنودى، برخوردارى، تمتّع و بهره مندى.
نِعمة: بركت، لطف، بخشايش، فضل، خير، فيض، توفيق. (٨)
از آنچه ملاحظه شد، تفاوت معنايى اين دو واژه و عدم ترادف آنها معلوم مىشود. اينك برخى ترجمهها كه «نَعمت» را در آيه اول به اشتباه «نِعمت» ترجمه كردهاند:
دكتر امامى: «و نواختى كه در آن خوش مىبودند» (ايشان نِعمت را هم «نواخت» ترجمه كرده است).
دكتر فولادوند، ويرايش دوم: «و نعمتى كه از آن برخوردار بودند».
دكتر مجتبوى، ويرايش دوم: «و نعمتها و آسايشى كه در آن برخوردار بودند».
خرمشاهى، ويرايش دوم: «و نعمتى كه در آن خوش و خرّم بودند».
انصارى: «و نعمتى را كه در آن بهرهمند بودند».
ابوالقاسم پاينده: «و نعمتى كه در آن متنعّم بودند».
(٦) المعجم الوسيط، ص٩٣٥، («نعم»).
(٧) النهاية، ج٥، ص٨٣، («نعم»).
(٨) فرهنگ، معاصر عربى ـ فارسى، ص٧٠١.