فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٧ - حدود جزع در عزادارى اهل بيت(ع) محمد تقى اكبرنژاد
امام(ع) وجود نداشته است. يعنى حتى در جايى كه ايشان از جزع منهيّ عنه سخن مىگويد، اشاره اى به اعمال جاهلانه نمىكند تا چه رسد به موردى كه جزع غير منهيّ عنه باشد.
٢. در روايات متعددى اين مضمون تكرار شده است كه : «اِءنَّ الْبُكَاءَ وَ الْجَزَعَ مَكْرُوهٌ لِلْعَبْدِ فِى كُلِّ مَا جَزِعَ مَا خَلَا الْبُكَاءَ و الجَزَع عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيّ(ع) فَإِنَّهُ فِيهِ مَأْجُورٌ؛ (٧) گريه و جزع در هر مصيبتى كراهت دارد مگر در گريه و جزع بر حسين(ع).» اين روايت به شكل هاى مختلف و با تعابير گوناگون در منابع ديگرى نيز تكرار شده است. آن چه مهم است اين است كه در همه اين روايات كلمه بكاء و جزع يعنى گريه و بى تابى در كنار هم آورده شده است. دوستان ما تلاش كردهاند تا بگويند كه گريه غير از جزع است و مقصود روايت اين است كه گريه همراه جزع مكروه است، مگر بر امام حسين(ع) در حالى كه قطعاً اين معنا مقصود نيست، بلكه كلمات گريه و جزع به عنوان كلمات هم معنا و تفسيرى به كار رفتهاند. همان طور كه در بيانات عرفى اين نوع تعبيرات بسيار مورد استفاده قرار مىگيرد، مثل اين كه گفته مىشود: با تلاش و كوشش به درجه اجتهاد رسيدهام يا نماز و مناجات بايد با طهارت باشد يا گريه و زارى براى امام حسين(ع) مستحب است.
همان طور كه روشن است در همه اين تعبيرات عطف صورت گرفته براى بيان مطلب جديدى نيست، بلكه كلمه اى مترادف و شبيه به كلمه قبلى است كه جهت وضوح بيشتر مطلب ذكر مىشود. به عبارتى نفس همين روايات بيانگر آن است كه جزع مجاز همان گريه است.
٣. عبارت دعاى ندبه: «فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ وَ إِيَّاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَدُرَّ الدُّمُوعُ وَ لْيَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ يضجَّ الضّاجّون و يَعِجَّ الْعَاجُّونَ؛ (٨)
(٧)كامل الزيارات ، ص١٠٠، ح٢ ؛ بحارالأنوار، ج٤٤ ، ص٢٩١ ، ح٣٢ ؛ جامع أحاديث الشيعه ،ج١٢، ص٥٧.
(٨)المزار لمحمدبن المشهدى ، ص٥٧٨ ؛ إقبال الأعمال، ج١ ، ص٥٠٨ ؛ بحار الأنوار، ج ٩٩ ، ص١٠٧؛ با اين تفاوت كه در بعضى از نسخ به جاى «فلتدرّ»، «فلتذرف» آمده است.