فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢١ - فقه در نگاه روشنفكران (١) مسعود امامى
فرهنگ غرب نقش پذيرفته و هريك را به واكنشى در ميان جامعه اسلامى ـ ايرانى بر انگيخته بود. هر چند روشنفكران دينى پيشگامان اين عصر جديد در تاريخ پرفراز و نشيب معرفت دينى بودند، اما ترديدى نيست كه عقلانيت مدرن تنها به تأثير بر ذهنيت روشنفكران بسنده نكرد و فقيهان بسيارى را نيز به بازخوانى شريعت و ارائه فقهى همسو با دستاوردهاى دانش غرب وا داشت.
عصر مشروطه و جدال سرسختانه فقيهان مشروطه خواه و مشروعه خواه با يكديگر، از اوّلين نمونههاى بارز اين تحوّل تاريخى در انديشه عالمان مسلمان است. استمرار اين جدال، تا زمان حاضر كه تنها گوشهاى از پيامدهاى ورود عقلانيت جديد در حوزه علم سياست ميان مسلمانان است، ما را بر آن مىدارد كه به نحوه شكلگيرى اين رويكرد جديد در فهم شريعت و تاريخ تطوّر آن بينديشيم و از گذشتهاى نه چندان دور، پندها و عبرتهاى ارزشمندى براى خود ذخيره سازيم.
روشنفكران در جوامع شرقى، نخبگان غرب آشنايى هستند كه به منظور كاميابى جامعه به موضعگيرى نظرى در مقابل مشكلات جامعه خويش مىپردازند. آنان طلايه گان ورود عقلانيت غربى ميان مسلمانان هستند. ترجمه روا يا ناروايى كه آنان از غرب و تمدّن آن ارائه مىدهند، مهمترين نقش را در شكلگيرى ذهنيّت مسلمانان و به خصوص عالمان دينى نسبت به تمدن غرب دارد. در اين نوشتار مىكوشيم به معرفى انديشههاى دو تن از اوّلين و مهمترين روشنفكران عصر قاجار كه نقش تأثيرگذارى بر جامعه ايرانى داشتهاند، بپردازيم. در اين ميان، ميرزا ملكم خان كه در واقع اعتقادى به اسلام نداشت، ولى به شدّت تظاهر به مسلمانى مىكرد و سعى بليغ داشت كه تمدن غرب را در نظر مسلمانان، پسنديده، بى عيب و هماهنگ با اسلام جلوه دهد، خود را به ظاهر در صف روشنفكران دينى جاى داده بود. اما ميرزا فتحعلى آخوند زاده كه نقش تأثير گذارى در پيدايش جريان عام روشنفكرى و جريان خاص روشنفكرى دينى داشت، چون در الحاد و بى دينى از ملكم پايدارتر و در تظاهر به مسلمانى از او سستتر بود در زمره روشنفكران دينى جاى نمىگيرد.