فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - نكتهها (١٥) رضا مختارى
غرق توجه به خداوند متعال و در حال خود بودند، پس از جمله «لاشريك لك» ناگهان مىگفتند: «مقلّدان فلان مرجع ـ نام مرجع مذكور را مىآورد ـ نگويند، ولى مقلّدان ساير مراجع بگويند: «لبّيك» و در زائران پچ پچ مىافتاد كه چى شد؟ چى بگيم؟ چى نگيم؟و...
از ادله مذكور كه بگذريم، حداكثر چيزى كه باقى مىماند لغويّت تكلّم به لبيك آخر است، نه چيز ديگر. پس، چرا ما اذهان زائران را با بيان اين گونه اختلاف انظار ـ كه وجهى ندارد ـ مشوش و حال خوش آنان در حال تلبيه را به همهمه و پچ پچ و شكّ و دو دلى تبديل كنيم؟
در عمره امسال هم روحانى كاروانى را ديدم كه تلبيه را دو جور براى زائران مىگفت، يكبار طبق نظر مشهور با «لبّيك» پنجم، و سپس يكبار طبق نظر مرجع مذكور، بدون لبيّك و پنجم پيش از آن نيز مىافزود كه :«يكبار ديگر هم تلبيه را طبق نظر فلان مرجع بگوييد»!!
نكته ٦٤. در مناسك حضرت امام خمينى (أعلى اللّه مقامه) آمده است:
در طرف حِجر اسماعيل (ع) محل طواف تنگ مىشود؛ زيرا مقدار حجر از آن كاسته مىشود و تقريباً شش ذراع و نيم براى محل طواف باقى مىماند. بنابراين، طواف نبايد خارج از اين حد انجام شود، و اگر فاصله بيش از شش ذراع و نيم شود بنابر اظهر اعاده آن جزء، لازم است. (١٧)
عدهاى از فقها از جمله مرحوم آية اللّه گلپايگانى قدس سره فرمودهاند: «در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مىشود» (١٨).
مرحوم آية اللّه فاضل لنكرانى قدّس سرّه هم نوشتهاند:
در طرف حجر مقدار محل طواف ضيق نمىشود و از حجر به مقدار بيست و شش ذراع و نيم عنوان مطاف را دارد، ليكن رعايت احتياط، يعنى طواف در مقدار شش ذراع و نيم نيكوست».
(١٧) مناسك حج، ص ٣٠٥ ـ ٣٠٦، مسأله ٦٥٩، همراه با حواشى مراجع عظام، چ مشعر، سال ١٣٨٦.
(١٨) همان، حاشيه.