فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٦ - حدود جزع در عزادارى اهل بيت(ع) محمد تقى اكبرنژاد
على (ع) به هنگام غسل دادن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا با مرگ تو رشته اى پاره شد كه در مرگ ديگران قطع نشد، با مرگ تو رشته پيامبرى، و فرود آمدن پيام و اخبار آسمانى گسست. مصيبت تو، ديگر مصيبت ديدگان را به شكيبايى واداشت، و همه را در مصيبت تو يكسان عزادار كرد. اگر به شكيبايى امر نمىكردى، و از بىتابى نهى نمىفرمودى، آنقدر اشك مىريختم تا اشكهايم تمام شود، و اين درد جانكاه هميشه در من مىماند، و اندوهم جاودانه مىشد، كه همه اينها در مصيب تو ناچيز است. چه بايد كرد كه زندگى را دوباره نمىتوان بازگرداند، و مرگ را نمىشود مانع شد، پدر و مادرم فداى تو ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن، و در خاطر خود نگهدار.
نكته مهمى از اين روايت كه در نهج البلاغه و برخى از كتب روايى آمده است، استفاده مىشود:
حضرت امير(ع) خبر مىدهد كه رسول خدا(ص) قبل از وفاتشان از جزع و فزع كردن نهىكرده بودند. حال سؤال اين است كه در روايت قبلى كه باز از نهج البلاغه نقل شده است، ايشان فرمودند: جزع كردن درباره همه بد است، مگر درباره تو و در اين جا مىفرمايند كه اگر از جزع كردن نهى نمى كردى... وجه جمع ميان اين دو روايت و دو نوع بيان از يك امام چيست؟ بهترين وجه جمع همان است كه جزع منهيٌ عنه پيامبر همان جزع لغوى و عرفى است كه اعراب جاهلى مرتكب آن مىشدند كه شامل هر نوع بى تابى غير معقول نيز مىشد و جزعى كه حضرت مىفرمايد در مورد پيامبر اسلام(ص) بد نيست، جزع به معناى گريه و اندوه قلبى است. همان چيزى كه خود حضرت به آن عمل كردند.
حضرت امير(ع) مىفرمايد: «اگر به شكيبايى امر نمى كردى، و از بىتابى نهى نمىفرمودى، آنقدر اشك مىريختم تا اشك هايم تمام شود، و اين درد جانكاه هميشه در من مىماند، و اندوهم جاودانه مىشد.» ايشان در مقام بيان اوج جزع كه حتى مورد نهى قرار گرفته است، تنها به اشك ريختن و جاودانگى حزن و اندوه و سوز دل اشاره مىكند؛ يعنى اعمالى مانند لطم كه بيشتر شايسته زنان جاهلى بوده است، اساساً در صفحه ذهن