فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٤ - حدود جزع در عزادارى اهل بيت(ع) محمد تقى اكبرنژاد
آسيب ببينى يا بميرى» و البته ايشان آن قدر گريه كرد كه: {وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الحُزْنِ } (٤) چشمانش از كثرت و شدّت گريه كردن، سفيد و نابينا شد!
داستان بى تابى حضرت يوسف(ع) در زندان عزيز مصر كه در فراق حضرت يعقوب(ع) چنان گريه مىكرد كه اطرافيانش به ستوه آمده و گفتند: يا شب گريه كن يا روز!
گريه هاى مستمر و هميشگى امام سجاد ع در رثاى پدر بزرگوارش كه هر وقت آب مىديد، به قدرى گريه مىكرد كه نزديكانش بر جان ايشان مىترسيدند.
حكايت گريه هاى سوزناك حضرت بقية اللّه در رثاى امام حسين(ع): {وَ لَأَبْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَم } به جاى اشك، خون گريه مىكنم.
اين ها رواياتى بود كه نويسندگان محترم به عنوان نمونه هايى از جزع معصومان ذكر كردهاند. ما هر چه بيشتر تأمّل كرديم، چيزى غير از گريه همراه با سوز دل را در آن ها نيافتيم. آيا غير از اين است كه تأسّف و جزع يعقوب(ع) بر يوسف(ع) يكى از نمونه هاى كم نظير جزع است كه حتى در مواردى حضرت سجاد(ع) به آن استشهاد كردهاند؟ پيامبرى كه ضرب المثل جزع كردن است، جزعش چيزى غير از گريه كردن نبود. اگر جزعى غير از گريه كردن، مجاز بود، چرا ايشان انجام نداد؛ مثلاً چرا لطم نكرد و به سر و صورت نزد؟
ناقدان محترم از گريه هاى بى امان حضرت يوسف(ع) در فراق حضرت يعقوب سخن گفتهاند، اما از گريه كردن ايشان و نه از سر به ديوار زدن ايشان! آن حضرت از شدت تأسّف شب و روز گريه مىكرد، به عبارتى در اوج جزع بود، با اين حال جزع ايشان چيزى غير از گريه كردن نبود.
از گريه امام سجاد(ع) گفتهاند: امامى كه در كربلا حضور داشت و داغ دفاع از پدر در دلش ماند.امامى كه بيش از همه براى سيد الشهداء عزادارى و گريه كرد. ايشان بارها به صحرا مىرفتند و سر بر سنگ مىگذاشتند و مدت ها گريه مىكردند و از گريه او سنگ خيس مىشد با اين حال هيچ گاه نقل نشده كه آن حضرت لطم كرده باشند.
از گريه هاى حضرت ولى عصر(ع) و ندبه هاى ايشان سخن گفتهاند. از امامى كه
(٤) يوسف، آيه٨٤.