فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥ - حدود جزع در عزادارى اهل بيت(ع) محمد تقى اكبرنژاد
آن امر است. بنابراين اگر امام(ع) امر به جزع براى امام حسين(ع) و ساير ائمه(ع) مىكند و خود كه عامل ترين افراد به احكام است، روش خاصى را در جزع كردن در پيش مىگيرد، معلوم مىكند كه مقصودشان از امر به جزع همين اعمال و همين روش بوده است و از اين رو در اين موارد نمىتوان به اطلاق لغوى و عرفى لفظ عمل كرد.
سؤال اين است كه آيا اهل بيت(ع) كه داغدارترين افراد درباره امام حسين (ع) بودند و بيشترين جزع را درباره ايشان انجام دادند و شايسته بود كه شديدترين حالات جزع را داشته باشند، جزع را به همان معنايى كه آقايان تفسير مىكنند، عمل كردند؟ دوستان ما مدعىهستند كه روايت امام باقر(ع) نشانگر آن است كه جزع كردن به معناى اين است كه «شخص صدايش را به واويلا بلند كند، بر صورت و سينه اش بزند و موهاى بالاى پيشانيش را بكشد و نوحه خوانى جاهلى بكند.»
سؤال ما از اين عزيزان آن است كه اعلام دين كه جزع آنان براى امام حسين (ع) از همه بيشتر بود، چرا مرتكب اين اعمال نشده اند؟ كجا آمده است كه مثلاً امام سجاد(ع) يا امام باقر (ع) آن قدر به صورت خود زده باشند كه خون از آن جارى شده باشد؟ كجا آمده است كه اهل بيت(ع) لخت شده و لطم مىكردند؟ اگر جزع به همان معنايى است كه آقايان مدعى آن هستند، نمونه هاى آن كجاست؟ قطعاً اگر اين آقايان نمونه هايى براى لطم اهل بيت(ع) مىيافتند، آن را مىآوردند، بلكه همين رواياتى كه نقل كردهاند نيز دلالت بر گريه و زارى ائمه (ع) در رثاى حسين(ع) دارد و نه بيشتر! با وجود اين كه در همه روايات مورد قبول ناقدان محترم، جزع به معناى گريه و زارى است، بازهم اصرار دارند دليلى بر استحباب لطم بتراشند.
مگر به ما امر نشده است كه نبايد از پيش فرض هاى خودمان در تفسير روايات استفاده كنيم؟
سؤال اين است كه اگر لطم و امثال آن جزو مصاديق بارز جزع هستند، چرا همان كسانى كه بدان امر كردهاند، خود از عمل به آن سرباز زدهاند. نمى توانيد روايتى را بيابيد كه دلالت داشته باشد خود ائمه (ع) نيز مبادرت به لطم مىكردهاند، در حالى كه همواره