سیری در سیره نبوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦
روح و خوی و منش ، یک " زنگی مست تیغ بران به دست " بیش نیست .
انسان امروز با همه پیشرفتهای معجزآسا در ناحیه علم و فن ، از لحاظ مردمی
و انسانیت گامی پیش نرفته بلکه به سیاهترین دوران سیاه خویش بازگشته
است ، با یک تفاوت ، و آن اینکه از برکت قدرت علمی و فلسفی و ادبی
خویش ، برخلاف گذشته ، تمام جنایتها را در زیر پردهای از تظاهر به
انسانیت و اخلاق ، نوع پرستی ، آزادیخواهی و صلحدوستی انجام میدهد .
صراحت و یکرویی جای خود را به دو رویی و فاصله میان ظاهر و باطن داده
است . در هیچ دورهای مانند عصر جدید درباره عدالت ، آزادی ، برادری ،
انساندوستی ، صلح و صفا ، راستی و درستی ، امانت و صداقت ، احسان و
خدمت سخن گفته نشده است و در هیچ عصری هم مانند این عصر بر ضد این امور
عمل نشده است . در نتیجه بشر امروز مصداق سخن خداوند شده است :
« و من الناس من یعجبک قوله فی الحیوش الدنیا و یشهد الله علی ما فی
قلبه و هو الد الخصام ٠ و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک
الحرث و النسل »[١] .
در جهان امروز از یک طرف لاف نوعخواهی و بشر دوستی با
١ - سوره بقره آیه ٢٠٤ و . ٢٠٥ [ و پارهای از مردم هستند که سخن آنها در ( مصالح ) زندگانی دنیا تو را به شگفت آورد و خوشایند توست و خداوند را بر آنچه در دل دارند گواه میگیرند و حال آنکه سرسخترین دشمنان هستند و چون از نزد تو بروند ، کوشش میکنند تا در زمین فساد کنند و کشت و زرع ( منابع اقتصادی ) و نسل ( نیروهای انسانی ) را تباه سازند ] .