كشف الأسرار في شرح الاستبصار - الجزائري، السيد نعمة الله - الصفحة ٨٥ - (٢٠) القاضى مجد الدين بن القاضى شفيع الدين الدزفولى
مجاز عن الشيخ البهائي) و استفدت عنه كثيرا، و كان خالا لي، و جدا لأولادي من الأم، سافر الى العتبات المقدسة و أقام هناك، و توفي سنة ١١٦٠ و نيفا».
و حفيده السيد اسد اللّه العباسي الشاعر المعروف المتخلص ب«القاضي» مؤلف منظومة «منّ و سلوى» نظير «نان و حلوى» للشيخ البهائى (عليه الرحمة) أشعارها درر، و أبياتها غرر، و منها:
يا خليّ البال عن داء الوداد * * * يا بعيد السير عن سر الفؤاد
خوش نما اين شيوه از أحباب نيست * * * اين خوش از أحباب در هر باب نيست
ليس هذا شغل أرباب الوفاء * * * ليس هذا دأب اخوان الصفا
هيچت از ياران نمىآيد بياد * * * بيمروّت گو چه شد آن اتحاد
اى كه عمرت صرف لا يعني تمام * * * در نسلّم لا نسلّم شد مدام
هيئت و طب و نجوم و هندسه * * * بي حساب أفكندهات در وسوسه
تا نسازي پيشه خاموشي نخست * * * منطقت كي گردد أز حكمت درست
كن «مطوّل مختصر» در باب عشق * * * كز معاني شد بيان در باب عشق
مطلب از فقه و تفاسير و حديث * * * نيست جز أكل أموال خبيث
نيست منظور تو از علم كلام * * * غير تشكيكات چيزى، و السّلام
هرگز از «كشاف» كشفت رو نداد * * * ظلمتت را كرد «بيضاوى» زياد
حاش گز «تنقيح» و «تهذيب أصول» * * * سوي جانان ممكنت گردد وصول
در «شرائع» نفس شد استاد تو * * * بى «قواعد» مىدهد «ارشاد» تو
گاه خوش داري ز أهل اجتهاد * * * گاه ز أخبارى طلب داري مراد [١]
[١] نابغه فقه (ص ١٩٦)