كشف الأسرار في شرح الاستبصار - الجزائري، السيد نعمة الله - الصفحة ٣٥٥ - شعره البديع
قد يلوم النفس في آمالها * * * تارة يبكي على أعمالها
مستقيلا راكعا أو ساجدا * * * مستجيرا قائما أو قاعدا
قد ينادي ربّه أن يا رحيم * * * نجّني من حرّ نيران الجحيم
كيف حالى في لظاها يا سيّدي * * * لان أعضائي تراها سيّدي
رب قد أخبرتني عن حالها * * * نجّني منها و من أغلالها [١]
(و قال مولعا بأهل البيت (عليهم السلام)
غنچه دلتنگ ز خاموشى لبهاى شماست * * * گل كه سرخ است خجل از رخ زيباى شماست
كوه موسى نتواند كه بماند بر جائى * * * گر باين طور سر طور تجلاى شماست
سخنم كاين همه مجموعۀ حسن و خوبى است * * * سبب آنست كه از مدح سراپاى شماست
نه همين من دل و جان را بشما باختهام * * * كه مسيحا، گرو زلف چليپاى شماست
آل طه سجلّ شرع ز املاى شماست * * * زينت نامۀ ايجاد ز طغراى شماست
آنچه در غير نبودست و نخواهد بودن * * * علم و فضل و شرف و عصمت و تقواى شماست
چه سخاوت چه شجاعت چه عبادت چه ورع * * * هر كجا هست چو يك قطره ز درياى شماست
كعبه را حرمت و احرام ز ميلاد على * * * خلق را باب حوائج، در موساى شماست
[١] المصدر (ص ٥)