ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٣٤٦ - سوداى غير طبيعى
بخشى ديگر از سوداى زايد، خاكستر بلغم و سوخته آن است، اگر بلغم، بسيار لطيف و آبكى باشد، خاكستر آن به شورى و در غير اين صورت به ترشى يا گسى گرايش دارد.
بخش ديگر سوداى زايد، خاكستر خون و سوخته آن است، و مزه آن شور متمايل به اندكى شيرينى مىباشد.
آخرين بخش از سوداى زايد، خاكستر سوداى طبيعى است، اگر رقيق باشد، خاكستر و سوخته آن بسيار ترش است، مانند: سركه، و روى زمين مىجوشد، و بوى ترشى از آن استشمام مىگردد بطورى كه مگس و ساير حشرات از آن گريزان مىباشند؛ و اگر غليظ باشد ترشى كمتر با اندكى گسى و تلخى دارد.
بنا بر اين اصناف سوداى تباه و پر خطر، سه دسته مىباشد، صفراء هرگاه سوخته گردد، و بخش لطيف آن تحليل رود، و دو دسته كه بعد از آن گفته شد [١].) يعنى، خاكستر سوداى رقيق و خاكستر سوداى غليظ).
اما سوداى حاصل شده از خاكستر بلغم، زيان آن ناچيز است و به كندى عمل مىكند و ناپسندى آن به مراتب كمتر است [٢].
پس هرگاه خلطهاى چهارگانه، سوخته گردد، از لحاظ تباهى و خطر، به ترتيب
عبارتند از:
سوداى صفراوى، كه شديدترين و بد آفتترين و فسادپذيرترين آنها مىباشد، [٣] ولى درمان پذيرتر است [٤] اما دو دسته ديگر (يعنى سوداى رقيق و غليظ) آن كه ترشتر است، ناپسندتر [٥] ولى در صورت رسيدگى در مراحل اوليه بيمارى، درمان پذيرتر مىباشد، [٦] و دسته سوم (سوداى سوخته غليظ) كه جوشش آن روى زمين كمتر، و چسبندگى آن به اعضاى
[١] اگر مىگفت: دو دسته اخير، درستتر بود، زيرا بعد از آن، يعنى صفراى سوخته، ذكر نشد، بلكه در آخر گفته شد.
[٢] زيرا رطوبت بلغم از شدت و حدت سوختن مىكاهد.
[٣] زيرا صفراء از حدت و شدت و سرعت نفوذ بسيارى برخوردار مىباشد.
[٤] به سبب لطافتِ صفرا، به سهولت از بدن دفع مىگردد، لذا مدت زمان نضج آن نيز از ديگر اخلاط كمتر مىباشد.
[٥] اين ناپسندى به دليل رقت آن است كه باعث غوص و سرعت انتشار بيشتر آن در بدن مىگردد.
[٦] اين نيز به دليل همان رقت است كه در برابر درمان با سرعت بيشترى تحليل مىپذيرد.